بنابر اين هر كس كه من به او از او سزاوارتر هستم ، على به او از او سزاوارتر است .
بار پروردگارا تو ولايت كسى را به عهده بگير كه او ولايت على را به عهده گرفته است ، و دشمن بدار كسى را كه على را دشمن بدارد . و سپس گفت : اى مردم من پيشرو و جلو روندهء شما هستم و شما واردشوندگان بر من هستيد در كنار حوض كوثر ، و من از دو چيز نفيس و پر قيمت در آن وقتى كه بر من در كنار حوض كوثر وارد مىشويد از شما بازپرسى خواهم نمود . حال بينديشيد كه چگونه حقّ مرا و خود مرا در آن دو چيز نفيس ، بعد از مرگ من رعايت مىكنيد ! گفتند : اى رسول خدا ! آن دو چيز نفيس و گرانقدر كدام است ؟
رسول خدا گفت : آن چيز نفيس بزرگتر كتاب خداست كه سبب و وسيلهاى است كه يك طرفش به دست خداست و يك طرفش به دست شماست ! آن را محكم بگيريد و آن را گم نكنيد و به غير آن تبديل نكنيد ! و آن چيز نفيس ديگر ، عترت من است كه اهل بيت من است » .
طبرى در كتاب « ولايت » از زيد بن أرقم نقل مىكند كه پيامبر أكرم صلى اللّه عليه و آله در آخر خطبه گفتند : اى مردم بگوئيد : ما بر ولايت علىّ بن أبي طالب از جانب أرواح خود به تو عهد و پيمان داديم ، و از طرف زبانهاى خود ميثاق استوار نموديم ، و با دستهاى خود مصافحه و مصافقه كرديم ، كه اين ولايت را به أولاد خود برسانيم ، و به آنها ادا كنيم ، و به أهل و قوم خود إبلاغ كنيم ، و ما از اين أمر بدلى نمىجوئيم و نمىپذيريم ، و تو اى پيامبر خدا بر ما گواهى ! و خداوند بر شهادت ما كافى است كه گواه بوده باشد .
اى مردم اين را كه گفتم بگوئيد ، و بر على به إمرة المؤمنين يعنى أمير مؤمنان سلام كنيد ! و بگوئيد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
« 1 » . چون خداوند از هر صدا و سخنى مطّلع است ، و بر هر جان و نفس خيانتكار ، عليم و خبير است ، و بدانيد كه :
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ
هامش
( 1 ) - آيه 43 ، از سورهء 7 : اعراف : « حمد و ستايش اختصاص به خداوند دارد كه ما را بدين مطلب هدايت كرد ، و اگر هدايت خداوند نبود ، ما بدين مرحله هدايت نمىيافتيم » .