گفتارهاى گوناگون گرم شده و انس بگيريد ) « اين كردارهاى شما پيغمبر را آزار مىدهد ، و از شما خجالت مىكشد كه بگويد برخيزيد ! » دربارهء تصديق سخنان مردم كه هر چه خدمتش مىگفتند ، ردّ نمىكرد ، تا به جائى كه گفتند : محمّد فقط گوش است . هر چه به او بگويند تصديق مىكند ، سخنان متناقض را مىشنود ، و در مقام جدل و ردّ و اعتراض برنمىآيد ، وارد است :
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ .
« 1 » « و برخى از اين منافقان كه پيوسته در شكّ و ترديدند ، پيامبر را اذيّت مىكنند ، و مىگويند ، او فقط گوش است . بگو گوش خوبى است براى شما ! ايمان به خداوند مىآورد ، و به مؤمنان در اخبارى كه به او مىدهند ايمان دارد - و يا مؤمنان را به واسطهء امانى كه به آنها مىدهد در امنيّت و مصونيّت دارد - » .
دربارهء ازدواج زينب : دختر عمّهء خود كه مطلّقهء زيد بن حارثه پسر خواندهء خود بود ، و اين عمل در نزد عرب آنقدر قبيح بود كه در حكم ازدواج با زن پسر حقيقى و عروس واقعى بود ، و پيامبر از جانب خدا براى شكستن اين سنّت جاهلى مأمور شد ، كه خودش أوّل بجاى آورد ، واقعا از عكس العمل اين كار مىترسيد تا آيه آمد كه :
وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
« 2 »
.
« و تو اى پيامبر از مردم مىترسى ! و خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى » ! دربارهء لزوم رسالات خدا و عدم تغيير و تبديل آن وارد است :
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . /
« 3 » « و اگر اين پيغمبر از نزد خود مطالبى ساخته و به ما نسبت دهد ، و به ما ببندد ، ما با دست قدرت خود او را درخواهيم گرفت ، پس از آن رگ حياتى و رگ قلب او را مىبريم ، و هيچيك از شما ياراى آن را ندارد كه نگذارد ، و مانع از اين كار
هامش
( 1 ) - آيه 61 ، از سورهء 9 : توبه .
( 2 ) - آيه 37 از سورهء 33 : احزاب .
( 3 ) - آيه 45 تا 47 از سورهء 69 : الحاقّة .