يا بريدة : أ ما علمت أنّ لعليّ أكثر من الجارية الّتى أخذ ، و إنّه وليّكم بعدى ؟ ! فقلت : يا رسول اللّه ! بالصّحبة إلّا بسطت يدك فبايعتنى على الإسلام جديدا ! قال : فما فارقته حتّى بايعته على الإسلام . رواه الطّبرانى فى الأوسط . « 1 » « چه حالتى دارند أقوامى كه از على مذمّت مىكنند ؟ كسى كه از على مذمت مىكند ، از من مذمّت كرده است . و كسى كه از على دورى گزيند ، از من دورى كرده است . بدرستى كه على از من است ، و من از على هستم . على از سرشت من آفريده شده است ، و من از سرشت إبراهيم آفريده شدهام ، و من از ابراهيم ، أفضل و أشرف مىباشم ، ذرّيّهاى است ، كه بعضى از بعضى هستند ، و خداوند شنوا و داناست .
[ خشم رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از جماعتى كه علىَّ عليه السَّلام را مذمَّت كردند ]
اى بريده ! آيا ندانستهاى كه سهميّهء على از خمس ، زيادتر از يك جاريهاى است كه برداشته است ، و او صاحب اختيار و ولىّ شماست بعد از من ؟ ! بريده مىگويد : من گفتم : اى رسول خدا ! ترا سوگند مىدهم به حقّ صحبت ديرينت كه دستت را بدهى ، تا من با تو بر سلام تازهام بيعت كنم ! بريده مىگويد : من از پيامبر جدا نشدم تا اينكه بر اسلام با او بيعت كردم » .
و اين روايت را طبرانىّ در « معجم أوسط » خود آورده است .
بايد دانست كه همانطور كه از بعضى از تواريخ « 2 » و احاديث به دست مىآيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دو بار أمير المؤمنين عليه السّلام را به عنوان رياست لشكر سريّه به سوى يمن فرستادند .
يك بار ، همان دفعهاى بود كه براى تعقيب عمرو بن معدى كرب و اسلام نجران فرستادند ، كه در همان سفر هم خالد بن وليد را به سوى بنو جعفىّ روانه
هامش
( 1 ) - « مجمع الزوائد و منبع الفوائد » ، ج 9 ص 128 .
( 2 ) - « طبقات » ابن سعد ، ج 2 ، ص 169 ، و ابن اثير در « الكامل فى التاريخ » ج 2 ص 300 و ص 301 آورده است كه يك بار امير المؤمنين عليه السّلام را به يمن براى دعوت به اسلام فرستادند و يك بار براى جمعآورى صدقات و جزيه .