تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
خالد گفت : اين چه كارى است ؟ و سپس مرد ديگرى آمد ، و پس از آن مرد ديگرى ، و همينطور أخبار پشت سر هم مىآمد ، خالد بن وليد مرا خواست و گفت : اى بريده ! مىدانى كه على چه‌كار كرده است ؟ ! اينك اين نامهء مرا بگير ، و به نزد رسول اللّه ببر ، و او را از اين موضوع مطّلع گردان ! من نامه را گرفتم ، و حركت كردم ، تا به مدينه رسيدم ، و بر رسول خدا وارد شدم . رسول خدا نامه را به دست چپ گرفت ، و همانطور كه خداوند عزّ و جلّ فرموده است ، نمىنوشت و نمىخواند . و من مردى بودم كه چون به تكلّم مىآمدم ، سر خود را پائين مىآوردم ، تا از مطلب و حاجت خود فارغ شوم . و پيوسته سر خود را پائين مىآوردم و تكلّم مىكردم ، و آنچه را كه بايد ، دربارهء على عيب‌گويى كردم . و سپس سر خود را بلند كردم ، و ديدم كه رسول خدا در غضب آمده است ، چنان غضبى كه در غير روز بنى قريظه و بنى النّضير از آن حضرت نديده بودم . رسول خدا نظرى به من نموده گفت : يا بريدة إنّ عليّا وليّكم بعدى ، فأحبّ عليّا فإنّه يفعل ما يؤمر . « 1 » « اى بريده ! على پيشواى شماست بعد از من ! على را دوست بدار ! كارى را كه او انجام مىدهد ، طبق آن امرى است كه به او شده است » ! و عبد اللّه بن عطا گويد : چون اين حديث را براى حرث بن سويد بن غفله خواندم ، گفت : عبد اللّه بن بريده بعضى از اين حديث را از تو كتمان كرده است ، و آن اينكه رسول اللّه به او گفته بود : أنا فقت بعدى يا بريدة ! « اى بريده آيا پس از من نفاق مىورزى ؟ » و در روايت ( 470 ) و ( 471 ) و ( 473 ) و ( 474 ) و ( 475 ) و ( 476 ) و ( 477 ) آورده است ، كه بريده گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : من كنت وليّه فعلىّ وليّه « 2 » . « هر كس كه من مولاى او هستم ، على مولاى اوست » .
هامش
( 1 ) - مصدر سابق ص 371 و اين روايت را هيتمى در « مجمع الزوائد » ج 9 ص 128 و ص 129 آورده است ، و شيخ طوسى در « أمالى » آورده است . ( 2 ) - از ص 372 تا ص 375 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 83 | السيد محمد حسين الطهراني