تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
نشسته و عازم رحيل شدند ، و تمام نه نفر از زن‌هاى حضرت رسول در اين سفر بودند .

[ كيفيَّت إحرام رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ]

و ليكن رسول خدا با خود هدى آوردند ، و آن عبارت بود از يكصد شتر ، و يا شصت و شش نفر ، و يا شصت و چهار نفر ، و يا شصت و سه نفر ، كه با هديى كه امير المؤمنين عليه السّلام از جانب يمن آوردند ، و مقدار آن سى و أندى بود ، مجموعا به يكصد نفر بالغ شد . از اين شترهائى كه رسول اللّه با خود آورده بودند يكى را به دست مبارك خود در ذو الحليفه إشعار و تقليد كردند « 1 » ، و بقيّه را دستور دادند كه إشعار و تقليد كنند و عقد حجّ رسول اللّه كه حجّ قران بود به إشعار و تقليد شد . آنگاه بر روى ناقهء قصواى خود سوار شده ، و به راه افتادند ، و همين كه ناقه در حركت افتاد و حضرت به بيابان رسيدند ، صدا به تلبيه بلند كردند « 2 » : لبّيك ! اللّهمّ لبّيك ! لبّيك لا شريك لك لبّيك ! إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك ! لا شريك لك ! « 3 » آرى ! آرى ! اجابت كردم دعوت تو را دو بار ، إجابة بعد إجابة ! اى پروردگار من ! اجابت كردم بعد از اجابت ! اجابت كردم بعد از اجابت ! هيچ گونه شريك و انبازى براى تو نيست ! اجابت كردم بعد از اجابت ! و حقّا كه تمام مراتب و درجات حمد و سپاس و نعمت و سلطنت ، اختصاص به تو دارد ! شريك و انبازى براى تو نيست ! بارى در ذو الحليفه أسماء بنت عميس « 4 » كه در آن‌وقت در حبالهء نكاح ابو بكر
هامش
( 1 ) - إشعار عبارت است از آنكه صفحهء راست كوهان شترى را كه به عنوان هدى و قربانى خود به مكّه مىبرند ، خون‌آلود نموده ، بطورى كه خون بر صفحهء آن كوهان جارى شود . و تقليد عبارت است از آنكه يك جفت كفشى را كه آن شخص در آن نماز خوانده است ، به هم گره زده و در گردن آن شتر و يا گاو و يا گوسفند آويزان كنند . ( 2 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 117 و ص 120 . ( 3 ) - « فروع كافى » طبع حيدرى ، ج 4 ص 250 ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 292 ، و « روضة الصّفا » ، ج 2 . ( 4 ) - اسماء بنت عميس خثعميّة از زنان بزرگوار و مكرّم اسلام است . خواهر مادرى ميمونة زن رسول اللّه است ، در سنهء دوم از هجرت با جعفر بن أبي طالب عليه السّلام ازدواج كرد ، و در هجرت حبشه از او سه فرزند : عبد اللّه ، و عون و محمّد را آورد ، و در سنهء هفتم از هجرت با حضرت جعفر به مدينه بازگشت . در سنهء هشتم
امام شناسى (فارسى) — صفحة 36 | السيد محمد حسين الطهراني