ذىقعدة مانده بيرون رفتند : لخمس بقين من ذى القعدة « 1 » ، و ثانيا بطور مسلّم روز اوّل ماه ذوالحجّه ، پنجشنبه بوده است ، زيرا بدون هيچ اختلاف بطور يقين گفتهاند كه روز عرفه كه رسول اللّه در عرفات خطبه خواندهاند ، روز جمعه بوده است ، بنابر اين پنج روز به روز پنجشنبه مانده كه اول ذىحجّه است روز شنبه خواهد بود . غاية الأمر نمىتواند ماه ذىقعدة سى روز بوده باشد زيرا در اين صورت شنبه بيست و ششم مىشود ، و در روايات بيست و پنجم وارد شده است . و نمىتوانيم بگوئيم رسول خدا در روز جمعه از مدينه خارج شدند ، زيرا طبق رواياتى كه از أنس بن مالك رسيده است ، رسول اللّه نماز ظهر را در مدينه چهار ركعت بجاى آوردند . « 2 » و چون نماز ظهر روز جمعه بايد با خطبتين بجاى آورده شود ، نمىتواند چهار ركعت بوده باشد ، و از طرفى نمىتوان خروج رسول اللّه را روز پنجشنبه گرفت ، زيرا در اين صورت ، شش شب از ماه ذىقعدة باقى مىماند ، نه پنج شب ، و امّا روز شنبه فقط پنج روز به آخر ماه مانده است .
بارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم غسل نموده ، و گيسوان شانه زده ، و به موى مشكبوى خود روغن ماليده ، و در دو لباس : إزار و رداء ، بعد از نماز ظهر به سوى ذو الحليفه كه در يك فرسخى مدينه است حركت كرد و نماز عصر را در آنجا بطور قصر ( دو ركعت ) بجاى آورد ، و در مدينه بجاى خود أبو دجانه سماك بن حرشهء ساعدىّ و يا سباع بن عرفطهء غفارىّ را گماشت . « 3 » حضرت فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها با زوجات رسول اللّه همگى در ذو الحليفه محرم شدند ، و تلبيه گفتند ، و چون حجّ آنها حجّ افراد بود ، و با خود هدى ( شتر و يا گاو و يا گوسفند ) نياورده بودند ، فلهذا عقد إحرامشان به تلبيه بود . آنگاه در هودجها
هامش
( 1 ) - « تاريخ طبرى » ج 3 ، ص 148 ، و « سيرهء ابن هشام » ج 4 ص 1020 ، و « طبقات » ابن سعد ج 2 ص 173 ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 289 ، و « البداية و النّهاية » ج 5 ، ص 111 .
( 2 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ص 111 از بخارى و مسلم و سنائى از أبو قلابة از انس ، و از أحمد از ابراهيم بن ميسره از انس .
( 3 ) - « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 1020 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ص 110 و « سيرهء زينى دحلان » ج 3 ، ص 3 .