مىگفت : « شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمود : خداوند على را رحمت كند ! خداوندا حقّ را با على به گردش در آور هر جا كه على مىگردد » .
در جزء اول از كتاب « فردوس » از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه :
قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : رحم الله عليّا ، اللّهمّ أدر الحقّ معه حيث دار « 1 » .
« فرمود : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداى رحمت كند على را ، خداوندا بگردان حقّ را با على هر جا كه على بگردد » .
موفّق بن أحمد خوارزمى پس از آنكه با سلسله سند متّصل خود از أبو الحبّاب تيمى از پدرش از على عليه السّلام اين حديث را روايت مىكند ، مىگويد : اين حديث را ابو عيسى ترمذى در « جامع » خود آورده است . « 2 » و إبراهيم حمّوئى مىگويد كه : عزّ الدين أحمد بن إبراهيم به من نوشت كه : أبو طالب عبد الرّحمن هاشمى نقيب عبّاسيّين در واسط با سلسله سند متّصل خود براى من روايت كرد از اعمش از علقمة و أسود كه آن دو نفر گفتند : ما به نزد أبو ايّوب انصارى آمديم و به او گفتيم : اى أبو أيّوب ! خداوند تبارك و تعالى پيغمبرش را گرامى داشت ، و از فضل خدا كه بر پيامبرش ارزانى داشت ، در اثر صحبت ، چيزهائى را به تو مرحمت كرده است كه بدين وسيله داراى فضيلت و شرافت شدهاى ! تو ما را با خبر كن كه چگونه با على عليه السّلام خروج كردى و با گويندگان لا إله إلّا اللّه به جنگ پرداختى ! أبو أيّوب در پاسخ گفت : براى شما دو نفر به خدا سوگند مىخورم كه رسول خدا در همين اطاقى كه فعلا شما در آن با من هستيد بود ، و غير از رسول خدا هيچ كس نبود ، جز على كه در طرف راست رسول خدا نشسته بود ، و من در طرف چپ او نشسته بودم ، و أنس ايستاده بود ، كه ناگهان صداى در به گوش رسيد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در را براى عمّار - آن مرد پاك و پاكيزه شده - باز
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » مقصد دوّم ص 539 حديث پنجم .
( 2 ) - حديث هفتم .