تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
شما كه در نوكرى استعمار ، دست همهء كشورهاى استعمارى را عقب زده‌ايد ! آنها تاريخ خود را از هجرى به مسيحى برگرداندند . آخر مسيح هم يك پيغمبر عاليقدر بود ، شما آن را هم نپذيرفتيد ! و يكباره دست از همهء انبياء شسته ، و به دامان كورش و سيروس متوسّل شديد ! افّ لكم و لما تسيرون على منهج الشّيطان .

[ انقراض خاندان پهلوى در أثر إعلان نسخ تاريخ محمَّدى ]

اينجاست كه ديگر غيرت خدا به جوش مىآيد ، و مقام عزّت او تحمّل اين گونه تعدّيها را نمىكند و بعد از طىّ سه مرحله : اوّل تبديل هجرى قمرى به هجرى شمسى ، دوّم تبديل هجرى شمسى به هجرى باستانى ، سوّم تبديل هجرى باستانى به شاهنشاهى باستانى ، نتيجهء نكبت أعمال و سزاى تعدّيات و تجاوزات آنها را در مىگيرد ، و چنان خانه و كاخ بر سر آنان خراب مىشود ، و أثر به خبر تبديل مىشود
فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
« 1 » « آنها را درو كرديم ، و چنان از بيخ و بن برانداختيم كه گويا اصلا در ديروز در اين مكان‌ها اقامت و مسكن نداشتند . »
فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 2 » « در اثر سزاى أعمالى كه انجام دادند ، صاعقهء عذاب خداوندى كه خوار و ذليل كننده بود ، آنها را گرفت . » بر اثر آنچه ما در اينجا آورديم ، انتظار مىرفت كه پس از فرو ريختن كاخ ظلم و استبداد ، و حركت سيل خروشان ملّت مسلمان كه هزار و چهارصد سال از پستان مادرانى كه آنها را با نام محمّد شير داده‌اند ، و سپرده شدن اختيار ملّت به خود ملّت در مجلس خبرگانى كه تشكيل شد ، تاريخ را فقط هجرى قمرى إعلام كنند ، ولى چنين نكردند و أصل هفدهم از قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بدين صورت تدوين شد : « مبدأ تاريخ رسمى كشور هجرت پيامبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، و تاريخ هجرى شمسى و هجرى قمرى هر دو معتبر است ، أمّا مبناى كار ادارات دولتى هجرى شمسى است . تعطيل رسمى هفتگى روز جمعه است . »
هامش
( 1 ) - آيه 24 ، از سورهء 10 : يونس . ( 2 ) - آيه 17 ، از سورهء 41 : فصّلت .