مىگويد : بزرگى و مجد و رفعت و علوّ مقام ، به على پيدا شد ، نه آنكه على به بزرگى و مجد و علوّ مقام ، بزرگ شد .
[ ميزان و محور حقَّ علىَّ عليه السَّلام است ]
و اين گفتار نظير گفتار و متّخذ از گفتار حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله است كه :
اللّهمّ أدر الحقّ معه حيث دار . « خداوندا هر جا كه على دور مىزند و مىگردد ، حقّ را هم با او بگردان » ! و نمىفرمايد : اللّهمّ أدر عليّا مع الحقّ حيث دار ! « خداوندا هر جا كه حقّ دور مىزند و مىگردد ، على را هم با او بگردان » !
هامش
اين لقب به عنوان علم براى او باقى ماند . و سپس وزير مؤيّد الدّولهء ديلمى ، و پس از او ، وزير فخر الدوله شد ، و در وقت فوت او ، بر جنازهء او ، أبو العبّاس ضبّى نماز خواند كه بعد از او شاغل مقام وزارت شد . و در ص 257 گويد : مجلسى اوّل دربارهء او گفته است كه : او از فقيهترين فقهاء اصحاب ما اماميّه بوده است ، و مجلسى دوّم در مقدمات « بحار الأنوار » همين سخن را گفته و از پدر خود پيروى كرده و تصريح نموده كه صاحب از اماميّه بوده است ، و قاضى شهيد سيّد نور الله در « مجالس المؤمنين » او را از وزراء شيعه شمرده است ، و شيخنا شيخ حرّ عاملى در كتاب « أمل الآمل » او را شيعى امامى ياد كرده است ، و شهيد ثانى او را از اصحاب ما شمرده است ، و در « الغدير » ج 4 ص 47 گويد : صاحب بن عبّاد در شهر رىّ كتابخانهء بسيار بزرگ و مجلّلى داشته كه مورد استفاده بوده است ، و خودش از وجود چنين كتابخانهاى پرده بر مىدارد در آنجا كه سلطان خراسان ، ملك نوح بن منصور سامانى از او استدعا مىكند تا به خراسان رود و در محضر او مشغول خدمت شود ، و در اين تقاضا بسيار ترغيب مىكند ، و پولهاى گرانى بذل مىكند ، صاحب از جمله عذرهاى خود را اين قرار مىدهد كه چگونه من مىتوانم أموال و أثقال خود را با خود حمل كنم ؟ با وجودى كه خصوص كتابهاى علمى كه دارم بالغ بر چهار صد بار است يا بيشتر ! در « معجم الادباء » ابو الحسن بيهقى گفته است : كتابخانهاى كه در شهر رىّ مىباشد دليل بر وجود چنين كتابهايى بوده است ، بعد از آن كه سلطان محمود بن سبكتكين آن را آتش زد ، چون كه من اين كتابخانه را ديدهام و مطالعه كردهام ، فقط فهرست مجلّدات آن ده جلد بود . سلطان محمود چون در لشكركشى خود به شهر رى رسيد ، به او گفته شد : اين كتابها كتابهاى شيعيان و روافض و اهل بدعت است . او دستور داد تمام كتابهايى كه در علم كلام و تأييد مذهب شيعه در آنجا بود ، همه را خارج نموده و آتش زدند .
و از اين گفتار بيهقى چنين ظاهر مىشود كه قسمت مهمّ از كتابهايى را كه آتش زدند ، كتابهايى خزينهء كتابخانهء صاحب بن عبّاد بوده است . آرى اينچنين دست ستم و جنايت به آثار شيعه و كتابهاى آنها و آثار آنها بازى مىكند و به ديار نابودى مىفرستد .
صاحب بن عبّاد در لغت و ادبيّت عرب و شعر و كلام و فقه و سياست و متانت و رصانت ، مقام اوّل را حائز بوده است ، و حقّا بايد او را از اساتيد درجهء اوّل علم و ادب و درايت نام برد ، و حقّا از مفاخر شيعه مىباشد . و از جملهء مراثى كه در مرگ او گفتهاند اين است :مضى نجل عبّاد المرتجى * فمات جميع بنى آدم
أوارى بقبرك أهل الزّمان * فيرجع قبرك بالعالم.