يعنى قرآن مجيد ، كتاب آسمانى و راهنماى جهانى كه بر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است ، و در اين كتاب مقدّس إلهى آيات باهراتى مربوط به شخصيّت و خيرخواهى و بشر دوستى كورش كبير به نام ذو القرنين ديده مىشود .
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً
و نام گزارى كورش كبير به ذو القرنين از لطائف معجزات قرآن مبين است ، كه پس از پژوهشهاى دقيق علمى معلوم شد كه دو طرف كلاه اين شاهنشاه دو برآمدگى داشته است ، و به اين مناسبت قرآن كريم از اين شهريار گرانقدر به نام ذو القرنين ياد فرموده است » سپس براى دفع اينكه مقصود از ذو القرنين اسكندر است ، مىگويد : « اسكندر مرد ظالم و سفّاكى بوده است و قرآن كريم هيچگاه مدح مرد ظالم را نمىكند » .
و سپس مىگويد : « مفاد آيات ديگر هم نمايانگر پندار و رفتار اين شاهنشاه دادگستر است » .
و مىگويد : « اكنون به ذكر عظمت پادشاه و اعتقاد به رژيم سلطنت مىپردازم : در خبر است كه خداى جليل به إبراهيم خليل خطاب فرمود : اى إبراهيم ! تو مظهر آگاهى مائى و پادشاه مظهر شاهىّ ما . و از اين خبر چنين استفاده مىشود كه مقام شامخ سلطنت هميشه مورد عنايت خاصّ الهى بوده و هست .
اشاره به مضمون اين خبر است كه جلال الدّين مولوى مىگويد كه : « پادشاهان مظهر شاهىّ حقّ » . و سنّت رسول مكرّم هم مؤيّد اين خبر مىباشد . سخنى است مأثور و خبر است مشهور كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكرّر در مكرّر در جمع صحابه بر عظمت زمان ولادت خود اشاره مىفرمايد : « ولدت فى زمن الملك العادل » ( در زمان پادشاه عادل متولّد شدهام ) كه ضمنا پيغمبر گرامى با نهايت صراحت از شاهنشاه ايران انوشيروان تجليل مىفرمايد .
امّا حديث ديگر كه با كمال وضوح اطاعت از پادشاه را واجب مىداند ، و بهتر است قبلا مرجع حديث را ذكر نموده ، و سپس به بيان آن بپردازيم ، تا تصوّر نرود : گفتهء منظور مستند و مأثور نيست . مأخذ خبر كتاب معتبر و بزرگ دانشمند عالم اسلام شيخ صدوق مىباشد ، در كتاب « أمالى » است : لا تذلّوا رقابكم به ترك