اروپاى شرقى همه و همه مستند به تاريخ هجرى و سنوات و شهور قمرى است ، اينك اگر از اين به بعد مبدأ تاريخ را شمسى بگذارند ، آيا در انزوا در آوردن آن كتابها و قطع رابطهء اين نسل با فرهنگ اصيل اسلامى در قرون و اعصار گذشته نيست ؟
برگرداندن تاريخ قمرى به تاريخ شمسى بىشباهت به برگردانيدن خطّ اسلامى به خطوط أجنبى نيست ، بلكه از متفرّعات همان أصل ، و از شاخههاى پرورش يافتهء همان ريشه است .
و رابعا - موجب عدم اتّحاد مسلمانان در دنياست ، زيرا همهء مسلمين بنا بر آنكه تاريخشان قمرى بوده باشد ، در اين صورت موجب اختلاف تاريخ ما با آنان است ، و اگر آنها هم هر يك براى خود راهى مختصّ به خود را پيش گيرند و تاريخى شمسى خواه هجرى يا مسيحى و يا زردشتى و يا كورشى و غيرها را انتخاب كنند ، فيا للأسف بهذه الطّريقة كه درست در جهت مخالف راه و روش پيامبر اكرم ، و موجب تشعّب و تفرّق جامعههاى مسلمان ، و گسيختگى و از هم در رفتگى كيان آنهاست .
تاريخ از امور اصوليّهء احكام اسلامى است ، و اتّحاد مسلمانان در تاريخ موجب اتّحاد آنان در فرهنگ رسول اللهى ، و اختلاف آنان در تاريخ موجب تفرقه و تشتّت است .
اسلامى كه همهء فرق و أقوام و عشاير از عرب و عجم و ترك و كرد و هندو ، و شرقى و غربى ، و سياه و سپيد ، و زرد و سرخ را با همهء اختلاف آداب و عادات قومى در زير يك پرچم واحد توحيد جمع كرده است ، چقدر نازيباست كه در تاريخ كه از أهمّ أمور اتّحاد و اتّفاق و موجب تحكيم روابط ميان آنهاست ، آنان را يله و رها سازد ، و هر كس دنبال مرام و مقصدى به انتخاب خود در اين مورد برود ؟
اتّحاد تاريخ همچون اتّحاد زبان در عبادات و مناسك ، همانند قرآن و نماز و دعا و ذكر ، موجب تشكيل صف واحد ، و اختلاف تاريخ همچون اختلاف زبان در مناسك و عبادات ، موجب پارگى و گسستگى آنها مىشود .
و در حالى كه مىبينيم مسلمانان جهان از هر چه بيشتر به اتّحاد و اتّفاق نياز
امام شناسى (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٤