تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
نسيم رحمت و زيد ، دهر كهن شد جوان * نهال حكمت دميد پر ز گل ارغوان مسند حشمت رسيد به خسرو خسروان * حجاب ظلمت دريد ز آفتاب منير وادى خمّ غدير ، منطقهء نور شد * يا ز كف عقل پير تجلّى طور شد يا كه بيانى خطير ز سرّ مستور شد * يا شده در يك سرير قران شاه و وزير شاهد بزم أزل ، شمع دل جمع شد * تا افق لم يزل روشن از آن جمع شد ظلمت ديو و دغل ، ز پرتوش قمع شد * چه شاه كيوان محل شد به فراز سرير چون به سر دست شاه شير خدا شد بلند * به تارك مهر و ماه ظلّ عنايت فكند به شوكت فرّ و جاه به طالعى ارجمند * شاه ولايت پناه به أمر حقّ شد أمير مژده كه شد مير عشق وزير عقل نخست * به همّت پير عشق أساس وحدت درست به آب شمشير عشق نقش دوئيّت بشست * به زير زنجير عشق شير فلك شد أسير فاتح إقليم جود ، به جاى خاتم نشست * يا به سپهر وجود نيّر اعظم نشست يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست * روى حسود عنود سياه شد همچو قير صاحب ديوان عشق ، عرش خلافت گرفت * مسند ايوان عشق زيب و شرافت گرفت گلشن خندان عشق حسن و لطافت گرفت * نغمهء دستان عشق رفت به أوج أثير جلوه به صد ناز كرد ليلى حسن قدم * پرده ز رخ باز كرد بدر منير ظلم نغمه‌گرى ساز كرد معدن كلّ حكم * يا سخن آغاز كرد عن اللّطيف الخبير به هر كه مولا منم ، على است مولاى او * نسخهء اسما منم ، على است طغراى او سرّ معمّا منم ، على است مجلاى او * محيط انشا منم ، على مدار و مدير طور تجلّى منم ، سينهء سينا على است * سرّ انا اللّه منم ، آيت كبرى على است درّهء بيضا منم ، لؤلؤلالا على است * شافع عقبى منم ، على مشار و مشير حلقهء افلاك را سلسله جنبان على است * قاعدهء خاك را اساس و بنيان على است دفتر إدراك را طراز و عنوان على است * سيّد لولاك را على وزير و ظهير دائرهء كن فكان ، مركز عزم على است * عرصهء كون و مكان خطّهء رزم على است در حرم لا مكان خلوت بزم على است * روى زمين و زمان به نور او مستنير قبلهء اهل قبول ، غرّهء نيكوى اوست * كعبهء أهل وصول ، خاك سر كوى اوست قوس صعود و نزول حلقهء ابروى اوست * نقد نفوس و عقول به بارگاهش حقير