تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
طلعت زيباى او ظهور غيب مصون * لعل گهرزاى او مصدر كاف است و نون سرّ سويداى او منزّه از چند و چون * صورت و معناى او نگنجد اندر ضمير يوسف كنعان عشق ، بندهء رخسار اوست * خضر بيابان عشق تشنهء گفتار اوست موسى عمران عشق طالب ديدار اوست * كيست سليمان عشق بر در او يك فقير اى به فروغ جمال ، آينهء ذوالجلال * مفتقر خوش مقال مانده به وصف تو لال گرچه براق خيال در تو ندارد مجال * ولى ز آب زلال تشنه بود ناگزير
« 1 »
و قالوا : على علا ، قلت : لا * فإنّ العلى بعلىّ علا و لكن أقول كقول النّبيّ * و قد جمع الخلق كلّ الملا ألا إنّ من كنت مولى له * يوالى عليّا و إلّا فلا
« 2 » « و گفتند : على داراى مقام رفيع و مرتبهء بلندى است . من گفتم : چنين نيست ، بلكه بلندى و رفعت و شرف بواسطهء على ، حائز رفعت و بلندى شده ، و محلّ و مقام رفيع خود را يافته است . و ليكن من همان سخنى را مىگويم كه رسول خدا در وقتى كه تمام خلائق را به دور هم جمع كرده و گرد آورده بود ، دربارهء على گفت : اى معشر مردم آگاه باشيد و بدانيد : كه هر كس من ولىّ و صاحب اختيار او هستم ، او بايد على را ولىّ و صاحب اختيار خود بگيرد ، و گرنه مرا ولىّ و صاحب اختيار خود نگرفته ، و به نبوّت من و به قرآنى كه ولايت خدا را به من داده است ، نگرويده است » . اين اشعار از صاحب بن عبّاد است « 3 » و بيت اوّل آن بسيار ارزشمند است ،
هامش
( 1 ) - « ديوان » آيت‌اللّه فقيه ، فقيد كمپانى ص 26 تا ص 28 . ( 2 ) - « الغدير » ج 4 ص 41 ، و « مناقب » ابن شهرآشوب طبع سنگى ، ج 1 ص 531 . ( 3 ) - در « اعيان الشّيعة » ج 11 ص 232 از طبع دوّم در ترجمهء اسمعيل بن عبّاد آورده است كه : ابو القاسم ملقّب به كافى الكفاة و صاحب ، اسمعيل بن عبّاد در سنهء 326 متولّد و در سنهء 385 رحلت كرده است ، و اصل او از اصطخر فارس و يا از طالقان بوده است ، سكونت او در رىّ ، و أوّلا مصاحبت با استادش ، أبو الفضل بن عميد داشته است ، و به همين مناسبت او را صاحب گويند ، و بعدا هم كه به مقام وزارت رسيد ،