تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
« و خورشيد بر مدار معيّن خود پيوسته در حركت و گردش است ، اينست حكم خداوند مقتدر و دانا . و ماه را ما در منزل‌هاى مختلف به سير و گردش در آورديم تا عاقبت ( كه آخر ماه نزديك و محاق مىشود ) همانند شاخهء زرد و لاغرى درآيد ، نه در سير و گردش منظّم جهان آفرينش ، خورشيد را چنين توان و قدرتى است كه به ماه برسد و او را دريابد ، و نه مىتواند شب بر روز سبقت گيرد ، و هر يك از اين خورشيد و ماه و از اين شب و روز در مدار معيّن و مقرّر پيوسته در حركت و شناورند . »

[ تاريخ اسلام ، تاريخ قمرى است ]

ماه‌هاى قمرى حسّى و وجدانى است و ابتدا و انتهاى مشخصى در عالم تكوين دارد ، به خلاف ماه‌هاى شمسى كه قراردادى و اصطلاحى است ، و اگر چه فصول اربعة و سال‌هاى شمسى هم تقريبا حسّى است ، لكن ماه‌هاى دوازده‌گانه كه داراى اصل ثابتى هستند فقط ماه‌هاى قمرى است . و بنا بر اين معناى آيه اين‌طور مىشود كه : ماه‌هاى دوازده گانه‌اى كه از آنها سال درست مىشود ، آن ماههائى است كه در علم خداوند سبحانه و تعالى ثابت است . و همان ماههائى است كه در كتاب تكوين در روزى كه آسمان‌ها و زمين را آفريد معيّن فرمود ، و حركات عامّهء جهان خلقت را كه از جملهء آنها حركات خورشيد و ماه است مقرّر نمود . و آن حركت واقعى و ثابت پايه و اصل براى تعيين مقدار اين ماه‌هاى دوازده‌گانه قرار گرفت . و از جمله آياتى كه صراحت در لزوم تاريخ قمرى دارد ، همانطور كه ذكر شد آيه 5 از سورهء 10 : يونس است :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ
. « خداوند است آنكه خورشيد را نوردهنده ، و ماه را نورانى آفريد ، و ماه را در منزلگاههاى مختلفى به حركت و گردش در آورد ، تا شما شمارهء سال‌ها و حساب امور خود را از آن بدانيد » . معلوم است كه از اشكال مختلف ماه بر آسمان همچون هلال و تربيع و تثليث و تسديس تا در شب چهاردهم به شكل بدر يعنى دايرهء كامل در آمدن ، و سپس رو به نقصان گذاردن ، مردم مىتوانند بدون منجّم و نيازمند بودن به أهل حساب ، در هر نقطه از خشكى و دريا ، و در هر زمين از كوه يا بيابان به مجرّد رؤيت هلال و أطوار