علّيّون است ، و تو چه مىدانى كه علّيّون چيست ؟ كتابى و نامهاى نوشته شده است ، كه در حضور مقرّبان درگاه الهى و در مشهد و منظر آنهاست » .
خداوند وعده فرموده است كه وجود آنان را تبديل به حيات محض كند ، و به آنان نور معنوى مرحمت كند تا با آن نور الهى در روى زمين مشى نمايند .
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
« 1 » .
« آيا آن كسى كه مرده بوده است ، پس ما او را زنده كرديم ، و به او نورى داديم كه با آن نور در ميان مردم راه برود ، همانند كسى است كه در ظلمات است ، و از آنجا خارج نيست ؟ » .
اولياى خدا داراى نور الهى هستند ، كه با آن نور در بين مردم بوده و در معاشرت و مخالطه با حواسّ و قواى ربّانيّه مىباشند ، كه بين جهل و علم ، و باطل و حقّ ، و سعادت و شقاوت ، و الهامات رحمانيّه و خاطرات شيطانيّه فرق گذاشته ، و آنها را از هم جدا مىنمايند .
خداوند چنين بيان كرده است كه اين نور ، روح است و داراى فهم و عقل است ، و بدان وسيله راه هدايت بندگانى كه خداوند بخواهد معيّن مىشود :
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا
« 2 » .
« و اين چنين است ( اى پيامبر ) كه ما روحى را از أمر خودمان به سوى تو وحى فرستاديم ! تو چنين نبودى كه بدانى كتاب چيست ؟ و ايمان چيست ؟ و ليكن ما آن روح را نورى قرار داديم ، تا بدان وسيله ، هر يك از بندگان خود را كه بخواهيم هدايت كنيم » .
خداوند تبارك و تعالى ، اولياى خود را با نور خاصّ خود ، يعنى با نورى كه به نفس خود نسبت داده است ، هدايت مىكند ، و ايشان از چنين نورى بهرهمندند .
هامش
( 1 ) - سورهء انعام : 6 - آيه 122 .
( 2 ) - سورهء شورى : 42 - آيه 52 .