تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
داريم كه : در تفسير آيه :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
، گفته است كه دربارهء علىّ بن ابي طالب نازل شده است : ما من مسلم إلّا و لعلىّ فى قلبه محبّة . « رسول خدا فرمود : هيچ مسلمانى نيست ، مگر آنكه در دل او محبّت علىّ است » . و پس از آن واحدى گويد : ما با اسناد متّصل خود از براء بن عازب روايت داريم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : يا علىّ قل اللّهمّ اجعل لى عندك عهدا و اجعل لى فى صدور المؤمنين مودّة ! فأنزل الله :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
قال : نزل فى علىّ بن أبي طالب عليه السّلام « 1 » . « اى علىّ ! بگو بار پروردگارا از براى من در نزد خودت عهدى قرار بده ! و از براى من در دل‌هاى مؤمنان محبّتى بگذار ! خداوند اين آيه را نازل فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
. برآء بن عازب كه راوى روايت است گويد : اين آيه در شان علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فرود آمده است » . 6 - حمّوئى : ابراهيم بن محمّد با سند متّصل خود از زيد بن علىّ بن الحسين از پدرش ، از جدّش سيّد الشهداء عليه السّلام روايت مىكند كه سمعت عمّار بن ياسر يقول « من شنيدم از عمّار كه مىگفت : سائلى در كنار علىّ بن أبي طالب عليه السّلام كه در حال ركوع در نماز نافله بود ايستاد ، و تقاضا كرد و علىّ انگشترى خود را از دستش بيرون آورده و به او داد ، سائل نزد رسول الله آمد ، و او را با خبر كرد و آيه :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرود آمد . حضرت آن آيه را تلاوت كرد و پس از آن فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه « 2 » « هر كس من ولىّ او هستم علىّ ولىّ اوست » . اين روايت را با سند ديگر از « تفسير عيّاشى » ، از حسن بن زيد ، از پدرش ، از جدّش ، سيّد هاشم بحرانى در « تفسير برهان » روايت مىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 105 ، حديث شمارهء دوازدهم از عامّه و در « فرائد السّمطين » ج 1 ، ص 79 و ص 80 تحت حديث شمارهء 49 و 50 و 51 اصل اين روايت را آورده است . ( 2 ) - « غاية المرام » ص 106 ، حديث شمارهء شانزدهم از عامّه ، و با سند ديگرى از خاصّه در ص 108 از عيّاشى روايت مىكند تحت شمارهء دهم . ( 3 ) - « تفسير برهان » ط سنگى ج 1 ، ص 294 و « تفسير الميزان » ج 6 ص 22 .