ابو على حسين بن على خزرجى أنصارى سعدى ، از عبد السّلام بن صالح ابو صلت هروى كه گفت : من با علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در نيشابور بودم ، و او بر بغلهء شهباء سوار بود كه محمّد بن رافع ، و أحمد بن حارث ، و يحيى بن يحيى ، و إسحق بن راهويه ، و عدّهاى از اهل علم ، لگام قاطر آن حضرت را در مربعة گرفتند و گفتند : . . . در اينجا حديث را با همان سلسله سند بيان مىكند . تا مىرسد ، به جبرئيل كه مىگويد :
قال الله جلّ جلاله :
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
فاعبدونى ، من جاء منكم بشهادة أن لا إله إلّا الله بالإخلاص دخل فى حصنى ، و من دخل فى حصنى أمن من عذابى .
« خداوند جلّ جلاله مىگويد : به درستى كه حقّا من هستم خداوند ، كه هيچ معبودى جز من نيست ، پس مرا بپرستيد . هر كدام از شما با شهادت مخلصانه به لا إله إلّا اللّه در نزد من آيد ، داخل در قلعهء من مىشود ، و هر كس داخل در قلعهء من شود . از عذاب من در امان است » .
5 - از ابو الحسين محمّد بن علىّ بن شاه فقيه مرورودى ، در خانهء خودش در مرورود ، از أبو القاسم عبد الله بن أحمد بن عبّاس عامر طائى در بصره ، از پدرش از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام ، و همينطور با همان سند روايت را ذكر مىكند تا آن كه مىگويد :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : يقول الله جلّ جلاله : لا إله إلّا الله حصنى ، فمن دخله أمن من عذابى .
6 - از أبو نصر أحمد بن حسين بن أحمد بن عبيد ضبّى ، از أبو القاسم محمّد بن عبيد الله بن بابويه كه مردى صالح بود ، از أبو محمّد أحمد بن محمّد بن إبراهيم بن هاشم حافظ ، از حسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر سيّد محجوب كه امام عصر خود در مكّه بود ، از پدرش علىّ بن محمّد نقىّ ، از پدرش : محمّد بن على تقىّ ، از پدرش علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام ، تا به همين سند مىرسد ، تا آن كه مىگويد :
قال الله سيّد السّادات جلّ و عزّ : إنّى أنا الله لا إله إلّا أنا ، فمن أقرّ لى بالتّوحيد دخل حصنى و من دخل حصنى أمن من عذابى .
« خداوند كه آقاى بزرگان است جلّ و عزّ مىگويد : حقّا من خداوند هستم ، كه هيچ معبودى غير از من نيست . پس هر كس كه نسبت به من اقرار به وحدانيّت