بر پا داشته ، و بر كاخ وجود استيلا يافته ، و خورشيد و ماه را مسخّر و در گردش انداخته ، و زمين را گسترده ، و كوهها را در آن نصب كرده ، و چشمهها و نهرها جارى ساخته ، و از هر گونه ميوهها ايجاد فرموده ، و زمين را به قطعاتى قسمت نموده ، و باغهاى انگور و خرما و زراعت به گونههاى مختلف كه با آب واحد همگى سيراب مىشوند آفريده است ، و مردگان را او زنده مىكند ، و عجب است گفتار منكران كه مىگويند :
آيا ما بعد از مردن در لباس جديدى در خواهيم آمد ؟ ، تا مىرسد به آيه هفتم :
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« آن كسانى كه كافرند مىگويند : چرا از طرف پروردگار محمد " صلّى اللّه عليه و آله و سلم " آيه و علامت آسمانى بر او فرود نمىآيد . اى پيغمبر تو فقط ترساننده و بيم دهندهاى ( مردم را از شرك و كفر و عواقب وخيم گناه و اعمال زشت ) و براى هر جمعيّت و گروهى هدايت كنندهاى خدا قرار داده است . »
در اينجا ملاحظه مىشود كه كفّار قرآن كريم را كه به حقّ نازل و خود آن معجزه است به عنوان معجزه نپذيرفتند و دنبال معجزه ديگر از خوارق عادات مىگردند ، و پيغمبر در جواب مىگويد : آوردن معجزات ديگر و خارق عادات كه هر كدام از شما بخواهيد ( و روى ميل خود مرا بر آن الزام كنيد مانند طلا شدن كوه ، يا جارى شدن نهرى از طلاى ذوب شده ، يا تبديل اين باغستان به باغى از جواهر و لؤلؤ ، و أمثال آن از مرده زنده كردن ، يا فرشتهاى محسوس و مشهود از آسمان پائين آمدن ، و كتاب آسمانى را به دست ملموس و محسوس خود پائين آوردن ، گذشته از آنكه بسيارى از آنها غلط و مستلزم جسميّت خدا و مكان داشتن او در جاى معيّن است ، اين قبيل معجزات هميشه و پياپى بر خلاف مصالح بشر است . گرچه از همه پيمبران معجزاتى سر مىزده ليكن نه اينطور بوده كه به طور مداوم سنّت عالم اسباب را تعطيل كنند و فكر خود را در استخدام آراء و افكار امّت در آورده و دائماً براى خواست آنها دست به معجزه زنند ) من براى بيم دادن از شرك و كفر و اعمال زشت آمدهام و اين است رسالت و مأموريّت من .
در اينجا بايد پيغمبر بفرمايد معجزهء ابدى و غير قابل انكار و معجزهء علمى من قرآن است كه مردم را از نقطه نظر عقل و علم دعوت مىكند و به آن تحدّى مىكند ، و علناً