تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
شنواى نجوا و درد دل پنهانى او نيست . 38 - چگونه معصيت كاران از بلواى گناهان بترسند در حالى كه خداوند تو را نجات دهنده و دست‌گيرندهء مبتلايان قرار داده است . 39 - براى تو در مراتب كمال و اعتلاى معالى و مقامات ، درجاتى است كه به كوتاه‌ترين پلّكان آن نمىتوان بالا رفت . و بعد مفصّلًا قضيّه سقيفه و ربودن خلافت را بيان نموده و شيخين را محاكمه مىكند و درجات حضرت زهراء و سفارشات پيغمبر را دربارهء او و ظلم و ستمى را كه به آن حضرت نمودند خوب شرح مىدهد . فجزاه الله عن الرّسول و عن أهل بيته خير الجزاء . و حقّاً سزاوار است كه اشعار او به فارسى شرح و با ذكر شواهد و مصادر استشهادات او به صورت كتابى در دسترس عمومى قرار گيرد .

برخى اشعار در مناقب أمير المؤمنين

چه خوب شاعر پارسى زبان سروده است :
حقّ را چو به خلق شد جلوه‌گرى * پوشيد على را به لباس بشرى از عالم لا مكان به امكان آورد * تا بىخبران را دهد از خود خبرى
و شاعرى ديگرچه خوب سروده است :
سِرِّ ولايت آموز مصباح جان برافروز * رو از على بياموز يك شيمهء عليّه روى علىّ اعلى اشراق نورِ بالا * عَنْ وَجْهِهِ تلالا نورٌ مِنَ الهُويَّه سِرِّ هويّت آمد روح مشيّت آمد * ايجادُ كلِّ شَىءٍ مِن مَبدأ المَشيَّه چون روح جمله اسماست اين نكته پاى برخاست * يا واهِبَ العَطايا يا رازقَ البَريَّه چون نيست رَه بذاتش يك شمّه از صفاتش * الرِّفقُ بِالرَّعِيَّه وَ العَدْلُ فِى القَضِيَّه
و ملّاى رومى چه خوب و عالى سروده :
رومى نشد از سرّ على كس آگاه * زيرا كه نشد كس آگه از سِرّ إله يك ممكن و اين همه صفات واجب * لا حَوْلَ وَ لا قُوَّة إلّا بالله « 1 »
و اديب فاضل عبد الباقى أفَنْدى چه خوب سروده :
يَا ابَا الاوصياء أنتَ لِطه * صِهْرَهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ وَ أخُوه إنَ لِلَّهِ فى مَعاليكَ سِرّاً * أكثَرُ العالَمينَ مَا عَلِمُوه أنتَ ثانِى الاباء فى مُنتَهَى * الدَّورِ وَ آباؤهُ تُعَدُّ بَنُوهُ
هامش
( 1 ) . در خاتمه جلد اول از طبع ميرخانى « مثنوى » ضبط است .