تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
12 - از محمّد به خلائق ، علم و حلم افاضه شد ، كه عقول از اين علم و حلم ، عقل‌هاى خود را گرفتند . 13 - محمّد گرامىترين پيامبران نشد مگر زمانى كه خداوند دانست كه او از همهء پيامبران با نموّتر و با رشادتر و با استعدادتر است . 14 - تمام موجودات از كاينات همچون نقطهء خطّى هستند كه دو سرِ خطّ به دست اوست ؛ خواه نعمت و رحمتى كه بدانها رسد ، و خواه نقمت و مشكلات و سختى ها . 15 - و هر چه به طور كلّى ، پائين‌تر از عالم لوح است همگى مطيع و منقاد دو دست فضل و كرم اوست ؛ فضلى كه هيچ شبيه و نظير ندارد . 16 - او از حاقّ طهارت و از جوهر قدس ، حائز نفسى شده است كه پيامبران در معنى و حقيقت آن نفس همگى گم و سرگردانند . 17 - پس تو در صفات احمد ، فكر خود را جَوَلان مده و به گردش در مياور ، زيرا كه آن صفات ، صورتى است كه ابداً آن‌را نخواهى ديد . 18 - او به مقام قداست علوم و لُبّ و لُباب دانش‌ها رسيده است ؛ و اگر اين قُدسيّت به احمد داده نشده است پس به چه كسى داده شده است ؟ 19 - و او آيت كبرى و آئينه كامل خدا و محيط بر عالم كون است و بنابراين در حاقّ و حقيقت هر چيز او را مىبينى . و مفصّل از مقامات حضرت رسول اكرم " صلّى الله عليه و آله و سلّم " نقل مىكند تا مىرسد به مقامات أميرالمؤمنين عليه السّلام و مىگويد :
مَلِكٌ شُدَّ أزْرُهُ بِأخيهِ * فَاستَقامَت مِنَ الامورِ قَناها اسَدَدِ اللهِ مَا رَأتْ مُقْلَتاه * نَارَ حَربٍ تَشُبُّ إلّا اصطَلاها
20 - او پادشاهى بود كه خداوند پشت و كمر او را به برادرش محكم كرد و بنابراين ، جريان امور وامانده ، چون نيزه ايستاده بر سر پا شد . 21 - برادرش اسدالله شير خداست كه هيچگاه دو چشم او نديد كه آتش جنگ افروخته است مگر آنكه آن را گرم كرد . و بعداً مشروحاً فضائل آن حضرت را در مقامات بدر و احد و احزاب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 83 | السيد محمد حسين الطهراني