2 - بنابراين ، آن فرزند متولّد شده در كعبه كه خانهء خداست ، سزاوارتر است براى آنكه حقّاً فرزند صاحب خانه باشد .
3 - او ( علىّ بن أبى طالب ) پس از پيامبر مصطفى بهترين خلايق است ؛ از بالاترين نقطهء عرش گرفته ، تا پائينترين مرتبهء زمين در زير خاك .
4 - مقام و منزلت عالى و مُشرِف او به امُّ القُرى ( مكّه مكرّمه ) لباس عزّتى پوشانيد كه پيوسته آن عزّت من مىكند كه در قُرقگاه آن كسى وارد شود .
5 - خواه آن كس عُزَير باشد ؛ و خواه عيسى بن مريم ؛ چون هيچ كس نمىتواند بدون احرام نزديك آن شود .
6 - او در وجود و هستى ، بر تمام عالم كون و تكوين پيشى گرفته است ؛ و عالم غيب و شهود را طىّ نموده ، و در هم پيچيده است .
7 - و هر چه در عالم آفرينش و خلقت است ، جُود و بخششى است كه از دست با ميمنت اوست ؛ زيرا كه او دست خداست .
8 - سيّد و آقائى است كه به واسطهء مقدم او قبيلهء مُضَر حائز افتخار و مباهاتى شده است كه از تمام افراد بشر بالا رفته است .
9 - چهرهء تابناك او در فَلَك بالا ، چون ماه درخشانى است ، كه با آن ، نه با ستارگان ، راهنمائى مىشوند .
10 - و او دست خداست كه نعمتها را مىريزد ؛ و در عالم وجود افاضه مىكند ، به طرف معنى و مقصود خود ؛ تا آنكه عالم وجود به منفعت و بهرهء كافى نائل گردد .
و حكيم الهى ميرزاى جلوه چه عالى و رسا به فارسى سروده است :
غير على كسى نكرد خدمت احمد * غمخور موسى نباشد الّا هارون
صورت انسانى و صفات خدائى * سبحان الله از اين مركّب و معجون
كرد جهانى ز تيغ زنده به معنى * از دم تيغش اگر چه ريخت همى خون
ساحت جاهش به عقل پى نتوان برد * نتوان با موزه درگذشت ز جيحون
سوى شريعت گراى و مهر على جوى * از بن دندان اگر نه قلبى و وارون « 1 »
هامش
( 1 ) . « سفية البحار » ج 2 ص 230 .