تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
روايتى را بيان كند . و كار آن‌چنان سخت شد و ترس و خوف مردم از بيان فضائل به جائى رسيد كه عبد الله بن شدّاد لَيثى گويد : من دوست دارم يك روز تا شب بگذارند من مناقب على را بيان كنم و سپس گردن مرا بزنند . » و كار به جائى رسيد كه محدّث كه در فقه حديثى يا در مبارزه روايتى در شأن أميرالمؤمنين نقل مىكرد نمىگفت : على ، بلكه مىگفت : قَالَ رَجُلٌ مِن قُرَيش يعنى مردى از قريش گفت . و عبد الرّحمن بن ابىليلى در روايات خود به جاى لفظ على مىگفت : مردى از اصحاب رسول خدا . و حسن بصرى مىگفت : أبوزينب « 1 » و از سعيد بن جبير سؤال كردند : بردارندهء پرچم و لواى حمد در روز قيامت كيست ؟ در پاسخ گفت : مگر دل خوشى دارى ؟ « 2 » ( يعنى مىخواهى من بگويم على و همين بيان من سبب كشته شدن من و تو گردد . ) و شَعبى گويد : من مىشنيدم كه خطيب‌هاى بنى امَيَّه علىّ بن أبىطالب را لعن و سبّ مىكردند در بالاى منبرها و لكن مثل آنكه كسى بازوهاى على را گرفته و به آسمان بالا مىبرد ، و مىشنيدم كه اسلاف و نياكان بنى اميّه را مدح و تحسين مىكردند ليكن گوئى شكم جيفه و مردارى را مىشكافند و تعفّن و بوى گند او بيشتر منتشر مىشد . و يك زن عربى را ديدند كه در مسجد كوفه مىگفت : يَا مَشْهُوراً فِى السَّماواتِ وَ يا مَشْهُوراً فى الارَضِينَ ، يا مَشْهُوراً فى الآخِرَة ، جَهَدَتِ الجَبابَرة وَ المُلُوكُ عَلى اطفاء نُورِكَ وَ اخمادِ ذِكْرِكَ ، فَأبَى اللهُ لِذِكْرِكَ الّا عُلُواً وَ لِنُورِكَ إلّا ضِياءً وَ نَماءٌ وَ لَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ . « اى كسى كه در آسمانها مشهورى و در زمين‌ها معروفى ، اى كسى كه در آخرت مشهورى ، جبّاران روزگار و پادشاهان قدرتمند در خاموش كردن نور تو و فرو نشاندن ذكر تو كوشش‌ها نمودند ليكن خداوند ذكر تو را بالاتر و نور تو را روشن‌تر و نمودارتر نمود گرچه مشركين نمىپسندند . » از او سؤال كردند : مرادت از اين مرد كيست ؟ گفت : علىّ بن أبىطالب . سؤال كننده تا متوجّه شد كه چه كسى اين جمله را گفت ديگر كسى را نديد .
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ص 485 . ( 2 ) . همان مصدر .