تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
در حالى كه قدمهايش روى زمين كشيده مىشد و دستمالى بر سر بسته بود دو نفر از اهل بيتش زير بغل‌هاى او را گرفته بودند ؛ يكى فضل بن عبّاس بود و يكى يك مرد ديگرى ( مراد از مرد ديگر على است كه عائشه از روى حسادت بيان نكرده يا رُوات آن‌را كتمان كرده‌اند . )

اعلام ممنوعيت ذكر فضائل أميرالمؤمنين " عليه السّلام " توسط معاويه

وَ قَالَ مُعَاوِيَة لابنِ عَبّاسِ : إنّا كَتَبنا فِى الآفاقِ نَنهَى عَنْ ذِكْرِ مَناقِبِ عَلِىٍّ فَكُفَّ لِسَانَكَ . قالَ : أفَتَنهَانَا عَن قِراءَة القُرآنِ ؟ قالَ : لا . قالَ : افَتَنهَانَا عَن تَأوِيلِهِ ؟ قَالَ : نَعَمْ . قالَ : افَنقْرَأُهُ وَ لَا نَسألُ ؟ قالَ : سَلْ عَن غَيْرِ أهلِ بَيْتِكَ . قالَ : إنَّهُ مُنَزَّلٌ عَلَينا فَنَسألُ غَيْرَنا ؟ أتَنهَانا أن نَعْبُدَ اللهَ ؟ فَإذاً تَهْلِكُ الامَّة . قالَ : اقرَأوا وَ لا تَروُوا مَا انزلَ اللهُ فِيكُم . « يُريدُونَ لِيُطْفِئوا نُورَ اللَهِ بأَفْوَاهِهِمْ . ثُمَّ نَادَى مُعاوِية : أن بَرِئَت « 1 » الذِّمَّة مِمَّن رَوى حَديثاً مِن مَناقِبِ عَلىٍّ ، حَتَّى قالَ عَبدُ اللهِ بنُ الشَّدادِ اللَّيثىٌّ : وَدَدْتُ أنِّى أترَك أن احِدثَ بِفَضائِلِ عَلِىِّ بنِ أبى طالبٍ يَوماً إلَى اللَّيْلِ وَ أنَّ عُنقى ضُرِبَت . « 2 » « معاويه به ابن عبّاس گفت : ما به تمام كشورهاى اسلامى نوشته‌ايم كه مناقب على را بر زبان نياورند ، تو نيز زبان خود را از ذكر فضائل او بازدار . ابن عبّاس گفت : آيا ما را نهى مىكنى از خواندنِ قرآن ؟ معاويه گفت : نه . ابن عبّاس گفت : آيا ما را منع مىكنى از تفسير و معناى قرآن ؟ گفت : آرى . ابن عبّاس گفت : آيا ما قرآن را بخوانيم ولى معنى را نفهميم و سؤال نكنيم ؟ گفت : سؤال بكن ليكن از اهل بيت سؤال مكن . ابن عبّاس گفت : قرآن بر اهل بيت نازل شده آيا ما از غير آنها بپرسيم ؟ آيا تو مىخواهى ما را از پرستش خدا بازدارى ؟ بنابراين همهء امّت هلاك خواهند شد . معاويه گفت : قرآن را بخوانيد امّا رواياتى را كه از رسول خدا دربارهء شأن نزول آياتى كه دربارهء أهل بيت نازل شده رسيده است براى مردم بيان نكنيد « آرى مىخواهند نور خدا را خاموش كنند و با زبانهاى خود جلوى انتشار فضل و حقّ را بگيرند » . سپس معاويه با صداى بلند ندا در داد : ذمّه و عهد من برى است از كسى كه در فضائل على
هامش
( 1 ) . در نسخه بدل : انّى بَرئتُ الذَّمة آمده است ؛ يعنى من ذمّه و عهد خود را برداشتم ( 2 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ص 484 . و اين حديث ملاقات معاويه با ابن عبّاس را در « قاموس الرجال » ج 6 ص 41 مفصّلًا از كتاب « سليم بن قيس » نقل مىكند ، و در كتاب سليم در صفحهء 202 و 203 موجود است .