مشك را آب نموده و بالا آورد و چون خواست آنرا بياورد باد تندى وزيد و همهء آبها را به زمين ريخت . و همچنين براى مرتبهء سوّم مشك را از چاه پر كرد و بيرون آورد و باد شديد همهء آنها را ريخت . حضرت براى مرتبه چهارم به درون چاه رفت و آب را آورده و در اين مرتبه بادى نيامد مشك را برداشت و به محضر رسول خدا آورد ، حضرت فرمود : يا على چرا دير آمدى ؟ أمير المؤمنين داستان بادهاى شديد را بيان كرد . رسول خدا فرمود : امّا باد اوّل جبرائيل بود با هزار ملك آمدند و بر تو سلام كردند . و امّا باد دوّم ميكائيل بود با هزار مَلك بر تو سلام كردند ، و امّا باد سوّم اسرافيل بود با هزار مَلك بر تو سلام كردند . و در روايتى وارد شده است كه آنها براى حفظ تو آمده بودند . »
و عبد الرّحمن بن صالح با اسناد خود از ليث روايت كرده كه او مىگفت : « براى علىّ بن أبىطالب در يك شب سه هزار و سه منقبت بود و اين خبر را حديث مىكرد . » « 1 »
سيّد حميرى گويد :
اقسِمُ بِاللهِ و آلائِهِ * وَ المَرْءُ عَمّا قالَ مَسؤولُ
إنَّ عَلِىَّ بنَ أبيطالِب * عَلَى التُّقى وَ البِرَّ مَجْبُول
كانَ إذا الحَرْبُ مَرَتها القَنا * وَ احجَمَت عَنْها البَهاليلُ
يَمشى إلى القِرْنِ وَ فى كَفِّهِ * أبيَضُ ماضِى الحَدِّ مَصقولُ
مَشَىَ العَقَرْنا بَيْنَ أشبالِهِ * أبرَزَهُ لِلقَنَصِ الغِيلُ
ذَاكَ الَّذى سَلَّمَ فى لَيلَة * عَلَيْهِ ميكالُ وَ جِبريلُ
ميكالُ فى ألفٍ وَ جبريلُ فى * ألفٍ وَ يَتلوُهُمْ سِرافيلُ
لَيْلَة بَدْرٍ مَدَداً انزِلُوا * كَأنَّهُم طَيْراً أبابيلُ « 2 »
1 - سوگند به خداوند و به نعمتهاى او ، در حالى كه انسان در مقابل گفتارش مسؤول است ؛ كه :
2 - حقّاً علىّ بن أبىطالب طينتش با تقوى و نيكى سرشته بود .
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 406 .
( 2 ) . « ديوان حميرى » ص 322 و ص 323 .