نشان بده . حضرت برخاست و رداى رسول خدا را كه در آن دعا مستجاب مىشد بر سر و روى خود بست ، چون به قبر رسيديم با پاى خود به قبر زد ، برادرم از قبر برخاست و مىگفت : وميكا به زبان عجمى . حضرت فرمود : مگر تو عرب نيستى و با زبان عرب نمردى ، چگونه چنين سخن مىگوئى ؟ عرض كرد : بلى و ليكن بر سنّت فلان فلان مُرديم و زبانهاى ما را خدا تغيير داد . » « 1 »
حميرى گويد :
فَقَالَ لَهُ فَرْمانُ : عِيسَى بنُ مَريم « 2 » * بِزعْمِكَ يُحيى كُلَّ مَيْتٍ وَ مُقْبَرٍ
فَمَ الَّذى اعطيتَ ؟ قالَ مُحَمَّدٌ * لِمِثْلِ الَّذى اعطِيهُ إن شِئتَ فَانظُر
إلى مِثْلِ مَا اعطى فَقالُوا لِكُفْرِهِم * ألا ارنا ما قُلْتَ غَيْرَ مُعَذَّرِ
فَقالَ رَسُولُ اللهِ قُمْ لِوَصِيَّة * فَقامَ وَ قِدْمَا كانَ غَيْرَ مُقَصِّر
وَ رَدّاهُ بِالمَنجابِ وَ اللهُ خَصَّهُ * وَ قَالَ اتْبَعُوهُ بِالدُّعاءِ المُبَرَّرِ
فَلَمَّا أتَى ظَهْرَ الْبَقِيعِ دَعا * فَرَجَّتْ قُبُورٌ بِالوَرى لَمْ تَغَيَّر
فَقَالوا لَهُ : يَا وَارِثَ الْعِلْمِ اعفِنا بِهِ * وَ مُنَّ عَلَيْنا بِالرِّضَا مِنْكَ وَ اغْفِر « 3 »
1 - پس فرمان به رسول الله گفت : در گمان و پندار تو اين است كه عيسى پسر مريم ، هر مردهء تازه ، و هر مردهء در گور گذاشته شده را زنده مىكرد .
2 - پس بگو ببينم : به تو چه داده شده است ؟ محمّد گفت : به مثل آنچه كه به عيسى بن مريم داده شده است ؛ اگر مىخواهى ، نگاه كن .
3 - همگى از روى عناد و كفرشان گفتند : بدون هيچ عذرى ، اينك آنچه را كه گفتى ، بما نشان بده .
4 - رسول خدا به وصىّ خود گفت : برخيز ، و او برخاست ؛ و وصىّ او از قديم الايّام مطيع بود ؛ و در اطاعت اوامر او كوتاهى نمىكرد .
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 476 . و « ديوان حميرى » ص 242 .
( 2 ) . در « ديوان حميرى » ص 242 اينطور وارد است : فقال له : قد كان عيسى بن مريم
( 3 ) . « مناقب ابن شهرآشوب » ج 1 ، ص 477