وَ طارِقُ البابِ عَلَى كَهْفِهِم * فِى الخَبَرِ المَشهُورِ عَن جَابِر « 1 »
« على آن كسى است كه در كهف را زد ؛ و با اهل آن به سخن پرداخت ؛ چنان كه در خبر مشهور از جابربن عبد الله انصارى آمده است . »
و ابن العضد گويد :
مَن كَلَّمَ الفِتيَة فِى الكَهْفِ وَ لَمْ * يُكَلِّمُوا حَقّاً سِواهُ إذ دَعا « 2 »
« على آن كسى است كه با جوانمردان كهف سخن گفته است ، و آنان با هيچكس در وقت تكلّم و صدا كردن ، هرگز سخنى نگفتهاند » .
و ابو الفتح گويد :
وَ فِى الكَهْفِ مَنقَبَة حُسْنُها * عَلَى الرَّغْمِ مِن مَعْطَسِ الادْلَم
غَداة يُسَلِّمُ فِى صَحْبِهِمْ * سَلامَ الصُّحاة عَلَى النوَّمِ
فَنادَوْهُ أجْمَعْ عَلَيْكَ السَّلَام * فَذَاكَ عَظِيمٌ لِمُسْتَعْظِمُ « 3 »
« و در كهف براى أمير المؤمنين منقبتى است ، كه حُسن و نيكوئى آن منقبت ، موجب ترغيم و به خاك ماليدن بينى آن شخص سياه چهره است ، ( يعنى بينى او را به خاك مىمالد ) .
صبحگاهان كه على در جماعت اصحاب كهف سلام كرد ؛ سلام شخص هشيار و بيدارى كه بر شخص خواب سلام كند ، همگى به أجمعهم ندا در دادند كه : سلام بر تو باد . و اين منقبت براى كسى كه آن را بزرگ شمارد ، منقبت عظيمى است . »
از سلمانِ شلقان شلقان قريهاى است در مصر و شايد ذكر شلقان بعد از سلمان براى آن باشد كه از سلمان فارسى تميز داده شود چون سلمان شلقان از اصحاب حضرت صادق و از روات آن حضرت است . روايت است كه گويد : از حضرت امام جعفر صادق " عليه السّلام " شنيدم كه مىفرمود : « أميرالمؤمنين " عليه السّلام " اقوام مادرى ( خُؤوله ) در بنى مخزوم داشتند . جوانى از آنها نزد حضرت آمد و عرض كرد : اى دائى جانِ من برادر من كه با من از مادر متولّد شده بود مرده است و من در فراق او به شدّت محزونم . حضرت فرمود : ميل دارى او را ببينى ؟ گفت : بله . حضرت فرمود : قبر او را به من
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ص 476 .
( 2 ) . همان مصدر .
( 3 ) . همان مصدر .