تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
رحمت و عدل ، گرگ تيره رنگ و گوسفند بچّه دار با كمال آرامش و امان در برابر هم ايستاده و آب مىخورند . نه گوسفند از گرگ مىهراسد و نه براى گرگ جرأت تعدّى و تجاوز است . آرى وقتى كه پيشوا و رئيس راست و درست باشد رعيّت و تودهء جمعيّت راه به را كمال و آرامش و عدل و انصاف رهبرى خواهد نمود . » و از اينجاست كه زَرقاء كوفيّه اعلان به عدل أميرالمؤمنين « عليه السّلام » در برابر معاوية بن أبىسفيان مىكند و به آيه
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
استهشاد مىكند . حاكم حسكانى با اسناد خود از عبد الله بن عامر روايت كرده است كه او گفت : ازِعِجَتِ الزَّرْقَاءُ الكُوفِيَّة إلَى مُعاوِيَة فَلَمَّا دَخَلَتْ عَلَيْهِ قالَ لَها مُعاوِيَة : مَا تَقُولِينَ فِى مَوْلَى المؤمِنِينَ عَلىَّ ؟ فَأَنشَأت تَقُولُ :
صَلَّى الإلَهُ عَلى قَبْرٍ تَضَمَّنَهُ * نُورٌ فَأصْبَحَ فِيهِ العَدْلُ مَدْفُوناً مَن حَالَفَ العَدْلَ وَ الإيمَانَ مُقْتَرِناً * فَصارَ بالْعَدلِ وَ الإيمَانِ مَقْرُوناً
فَقالَ لَها مُعاوِية : كَيفَ غَرَرْتِ فِيهِ هَذِهِ الغَريرَة ؟ فَقَالَت : سَمِعْتُ اللهَ يَقُولُ فِى كِتابِهِ لَنِبِيِّهِ : «
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
» الْمُنذِرُ رَسُولُ اللهِ وَ الهَادِى عَلِىٌّ وَلِىُّ اللهِ . « 1 » « زرقاء را كه يك زن از اهل كوفه به سوى معاويه بردند ، چون بر او داخل شد معاويه گفت : در حقّ على مولاى مؤمنان رأيت چيست ؟ زرقاء دو بيت شعر انشاء نمود و مُفاد آن اين است : « درود و رحمت خدا بر آن قبرى باد كه نور ، آن را در خود فرا گرفت و در آن قبر ، عدالت نيز مدفون شد . آن كسى كه با عدالت و ايمان هم سوگند شد و با آنها معاهده كرد كه پيوسته با آنها قرين باشد و بنابراين پيوسته با عدل و ايمان قرين و ملازم شد . » معاويه به او گفت : اين گونه مدائح را دربارهء او از كجا يافتى ؟ زرقاء گفت : از خدا شنيدم كه در كتاب خود كه بر پيغمبرش فرستاد گفت :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
منذر رسول خدا و هادى علىّ بن أبىطالب ولى خداست . » و همچنين در وقتىكه قيس بن سعد بن عباده در مدينه هنگام سفر معاويه بعد از شهادت حضرت امام حسن « عليه السّلام » با او روبرو شد و مطالبى تند بين طرفين
هامش
( 1 ) . « شواهد التنزيل » ج 1 ، ص 302 .