اى خداى من ! نوار و زينب مرا مورد رعايت و لطف خودت قرار بده !
3 - بگو به آن كسى كه با وصىّ محمّد طرح عناد و دشمنى را ريخت ! و براى من با لفظ خود انكارش را آشكار نمود .
4 - آن كسى كه علم كتاب و حكم كتاب در نزد اوست ، كيست ؟ و آن كسى كه شاهد و گواه است ؛ و در پهلو و كنار پيامبرِ منذر قرار گرفته است ، كيست ؟
5 - علم بلايا و منايا ( وقايع و فتنهها و علم به مرگها و أجل ها ) در نزد اوست ؛ و فصل الخطاب نيز از آن اوست . »
و نيز سيّد حميرى گويد :
اشهِدُ بِاللهِ وَ آلائِهِ * وَ المَرءُ عَمّا قالَهُ يُسألُ
إنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبِيطالبٍ * خليفَة اللهِ الَّذى يَعْدِلُ
وَ إنَّهُ قَدْ كَان مِن أحمَد * كَمِثْلِ هَارُونَ و لا مُرْسَلُ
لَكِن وَصِىُّ خَازِنٌ عِندَهُ * عِلْمٌ مِنَ اللهِ بِهِ يَعْمَلُ
قَد قَامَ يَوْمَ الدَّوحِ خَيرُ الوَرِى * بِوَجْهِهِ لِلنَّاسِ يَسْتَقْبِلُ
وَ قالَ مَنْ قَدْ كُنتُ مَولىِّ لَهُ * فَذا لَهُ مَولَّى لَكُمْ مَوئِلُ
لَكِن تَواصَوا بِعَلِىِّ الهُدى * أن لا يُوالُوهُ وَ أن يَخدُلوا « 1 »
1 - « من خدا و نعمتهاى خدا را شاهد و گواه مىگيرم ، در حالى كه هر كس در مقابل سخنى كه گفته است مورد بازپرسى قرار گيرد .
2 - كه علىّ بن أبى طالب حقّا خليفهء رسول خدا است كه عدالت مىورزد .
3 - و نسبت و منزلت او با احمد : رسول خدا همانند نسبت و منزلت هارون برادر موسى ، با موسى پيامبر است ؛ و فقط على پيامبر نيست .
4 - ليكن على وصىّ پيامبر است و گنجينهاى از علوم الهى نزد اوست كه بدان عمل مىكند .
5 - پيامبر اسلام كه بهترين خلائق است در يوم الدَّوح ( روز غدير ) برخاست و چهرهء خود را به سوى مردم نمود .
6 - و گفت : هر كس كه من مولا و صاحب اختيار او هستم ؛ علىّ ، مولى و صاحب اختيار و ملجأ و پناه او است .
هامش
( 1 ) . « الغدير » ج 2 ، ص 227 .