و رسالت را مىديدم و بوى خوش نبوّت را استشمام مىكردم ، و در وقتى كه وحى بر پيغمبر نازل شد صداى نالهء شيطان را شنيدم ، عرض كردم : اى رسول خدا اين ناله چيست ؟ رسول خدا فرمود : اين شيطان است چون مأيوس شده كه ديگر او را عبادت كنند اين چنين ناله مىزند . اى على تو مىشنوى آنچه را كه من مىشنوم و مىبينى آنچه را كه من مىبينم فقط فرقى كه هست آنكه تو پيغمبر نيستى و ليكن تو وزير من هستى و تمام كارهاى تو صحيح و بر پايهء اختيار و امضاى خداست . »
از اين خطبهء حضرت به خوبى استفاده مىشود كه أمير المؤمنين يك درجه پائينتر از رسول خدا بوده و نسبت به مقام نبوّت مقام وزارت را داشتهاند و تمام كمالات و معارف او از جانب رسول خدا بوده است ، و حضرت رسول در حجاب اقرب خدا و أميرالمؤمنين « عليه السّلام » يك پلّه پائينتر بودهاند و مقام توحيد و اخلاص و حَمد نيز از رسول خدا به آن حضرت رسيده است . چنانچه در « تفسير فرات بن ابراهيم » با سلسله سند متّصل خود از حضرت صادق از پدرش از پدرانش از رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » روايت كرده است كه : « چون خداوند تبارك و تعالى جميع خلائق را در روز قيامت جمع كند مقام محمود را به من وعده دهد و به وعدهء خود وفا كند . در روز قيامت منبرى براى من نصب كنند كه هزار پلّه دارد ، من بر آن منبر بالا مىروم و در آخرين پلّه مىنشينم ، در آن حال جبرائيل مىآيد و لِواى حَمد را در دست من مىگذارد و مىگويد : اى محمّد اين است مقام محمودى كه خداوند به تو عنايت كرده است . من به علىّ بن أبى طالب مىگويم : از منبر بالا بيا . او به بالا مىآيد تا يك درجه مانده به پلّهء آخر در آنجا قرار مىگيرد و من لواى حَمد را در دست او مىگذارم . سپس رضوان خازن بهشت مىآيد و كليدهاى بهشت را مىآورد و به من مىدهد و مىگويد : اى محمّد اين است مقامى كه خدا به تو وعده نموده است و من آنها را به على مىدهم ، و پس از آن مالك ، خازن دوزخ مىآيد و كليدهاى جهنّم را در دست من ميگذارد و مىگويد : اى محمّد اين است مقامى كه خدا به تو وعده داده است ، دشمنان خود و دشمنان امّت خود را به دوزخ بسپار . من آن كليدها را به علىّ بن أبى طالب مىدهم » « 1 » و نظير اين روايت به همين مضمون بسيار وارد است چنان كه
هامش
( 1 ) . « بحار الانوار » ج 3 ، ص 287 باب الوسيلة فى المعاد .