روئيده باشد يا مانند نسبت ذِراع است نسبت به بازو » .
و على أىّ حال چون شهادت به معنى حضور است و شاهد به معنى حاضر است جملهء و يتلوه شاهدٌ منه دلالت دارد بر آنكه أميرالمؤمنين « عليه السّلام » كه از خودِ پيغمبر است پيوسته آن بيّنه و نور الهى در محضر او مشهود بوده و خود واقف و مُسَيْطِر و حاضر بر آن بوده است . و اين آيه نظير همان آيه سابق الذّكر است :
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
« 1 » چون شهيد و شاهد يك معنى دارد و ما در آنجا گفتيم كه از آيه استفاده مىشود كه شهادت أمير المؤمنين در رديف و طراز شهادت خدا قرار گرفته است . در اينجا نيز شهادت آن حضرت در رديف و طراز نبوّت رسول خدا قرار گرفته است ، و معلوم است كه لازمهء اين شهادت كه حضور بر اسرار و معارف الهيّه و درجات نبوّت است مستلزم وصول به عالىترين درجات قرب و فناى در ذات احديّت و احاطهء كامل بر روابط بين جبرائيل و پيامبر اكرم و متحقّق شدن به معدن حقائق و اشراب شدن از علوم نامتناهيّهء پروردگار جلّ و علا است . ليكن بايد دانست كه لفظ يتلوه دلالت مىكند كه مقامات أمير المؤمنين « عليه السّلام » به دنبال و در كنار مقامات رسول اكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » است و از اينجا مىتوان استدلال به امامت و ولايت آن حضرت بعد از رسول خدا نمود . فيض و كمال از ناحيهء رسول خدا به أمير المؤمنين رسيده است و رسول خدا سَمت استادى و تعليم و تربيت وى را داشته است ، و علاوه نفس رسول خدا از نفس أمير المؤمنين قوىتر بوده است . بنابراين آنچه در بعضى از اشعار بعضى از متصوّفه ديده مىشود در مقام ، آن حضرت را از رسول خدا برتر مىدانند و پيغمبر را مقدّمه و مبشّر براى او قرار مىدهند و چه بسا استدلال به بالا رفتن آن حضرت بر شانهء رسول خدا در كعبه براى شكستن بتها نموده مىگويند مُهر نبوّت در زير پاى على قرار گرفت تا چه سرحدّ خالى از واقعيّت بوده و كلامى خالى و عارى از حقيقت است . شاهد بر اين معنى آنكه أمير المؤمنين مىفرمايد : وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِى مِن رَسُولِ اللهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِالقَرابَة القَريبَة وَ المَنْزِلَة الخَصِيصَة ، وَ ضَعَنِى فِى حِجرِهِ وَ انَا وَلِيدٌ يَضُمُّنى إلَى صَدْرِهِ ، وَ يَكْتُفُنى إلَى فِرِاشِهِ ، وَ يُمِسُّنِى جَسَدَهُ ، وَ يُشِمُّنى عَرَفَهُ ، وَ كَانَ يَمْضُعُ الشّىءِ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِى كَذْبَة فى قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَة فِى فِعْلٍ . وَ لَقَد قَرَنَ اللهُ بِهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مِنْ لَدُن أَن كَانَ فطيماً أعْظَمَ مَلَكٍ مِن مَلَا ئِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ المَكارِمِ
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، ( 13 ) : آيه 43 .