تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
ذو القرنين پادشاه بود يا پيغمبر ؟ حضرت فرمود : نه پادشاه بود و نه پيغمبر بلكه بندهء صالح خدا بود ، خدا را دوست داشت و خدا او را دوست داشت و بندگان خدا را نصيحت مىنمود . گفت قَرنها يعنى شاخها او از طلا بود يا از نقره ؟ حضرت فرمود شاخ نداشت نه طلا و نه نقره ، او قومش را دعوت به خدا نمود بر يك طرف فرقش زدند رفت بار ديگر آمد و قومش را دعوت به خدا كرد بر طرف ديگر فرقش زدند ( لذا او را ذو القرنين گويند ) و در ميان شما مانند او هست ( مقصود خود حضرت است كه دو مرتبه بر فرق مباركش شمشير خورده است يكى از غزوهء احزاب كه عمرو بن عبدود شمشير بر فرق آن حضرت زد ، و يكى ديگر در محراب عبادت كه ابن ملجم مرادى بر فرق آن حضرت شمشير زد و لذا رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : على فاروق و صدّيق اين امّت و ذو القرنين اين امّت است ) « 1 » . گفت : به من خبر بده كه اين آيه در حقّ كه نازل شده است :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ
؟ حضرت فرمود : هُمَا الاقجَرانِ مِن قُرَيشٍ بَنُو امَيَّة وَ بَنُوا المُغيرَة « دربارهء دو طائفه از بد عمل‌ترين مردمان قريش : بنو اميّه و بنو مغيرة . » گفت : خبر بده به من از قول خداى تعالى :
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا
؟ حضرت فرمود : أهل حَوْراء يعنى خوارج هستند . گفت : بگو به من مَجرَّه چيست ؟ قالَ : شِراجُ السَّماءِ مِنها هَبَطَ المَاءُ المُنهَمِرُ « فرمود راههائى است در آسمان مانند مجراى آبى كه در زمين است كه باران تند و فراوان از آنجا فرود مىآيد » . گفت : بگو قوس و قزح چيست ؟ حضرت فرمود : قزح مگو ، چون قزح نام ديو و شيطان است . بگو : قوس الله ، و آن موجب ايمنى از غرق است . گفت : به من خبر بده از مَحاق ماه ، حضرت اين آيه را تلاوت نمودند :
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً
« ما شب و روز را دو علامت و نشانه از علامتهاى توحيد خود قرار داديم پس علامت شب را محو كرديم و علامت روز را روشن و قابل رؤيت قرار داديم . »
هامش
( 1 ) . در جلد اوّل « مناقب » ابن شهرآشوب ص 569 گويد : أبو عبيد فى « غريب الحديث » : انّ النبىّ قال لامير المؤمنين : انّ لك بيتاً فى الجنّة و انّك لذو قرنيها . سويد بن غفلة و أبو الطفيل : قالَ أمير المؤمنين : انّ ذا القرنين كان ملكاً عادلًا فأحبّه الله و ناصح الله فيَصَحَهُ اللهُ ، امَر قومه بتقوى الله فضربوه على قرنه بالسّيف فغاب عنهم ما شاء الله ثمّ رجع اليهم فدعاهم الى الله فضربوه على قرنه الاخر بالسيف فذلك قرناه ، و فيكم مثله - يعنى نفسه لانّه ضرب على رأسه ضربتين احدهما يوم الخندق و الثانى ضربة ابن مُلجَم .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 164 | السيد محمد حسين الطهراني