تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
. به صفات متقابله توان كرد و در هيچكدام محصور نباشد . و چه خوب شاعر پارسى زبان گفته است :
اسير نَفْس نشد يك نَفَس علىّ ولىّ * نشد اسير كه بر مؤمنين امير آمد اسير نفس كجا و امير خلق كجا * كه سر بلند نشد آن كه سر به زير آمد على نخورد غذائى كه سير برخيزد * مگر كه سير خورد آن كه نيم سير آمد على ستم نكشيد و حقير ظلم نشد * نشد حقير كه دشمن برش حقير آمد على نداد به باطل حقى ز بيت المال * كه بر حساب و كتاب خدا خبير آمد درود باد بر آن ملّتى كه رهبر وى * چنين بلند مقام و چنين خطير آمد