تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بر سفارش رسول خدا نسبت به عرب و أمثال اين امور نموده‌اند . چنان كه از گفتار محبّ طبرى در « ذخائر العقبى » ص 72 و در « الرّياض النضرة » ج 2 ص 178 و گفتار غير او از متعصّبين عامّه مشهود است . آيا اين احاديث كثيره را به عنوان سيد الوصيين و خير الاوصياء مىتوان بر وصايت در امور جزئيّه مانند غسل و كفن و دفن حمل نمود ؟ آيا اين تأكيدات و تشديدات را در لزوم پيروى از اميرالمؤمنين بايد به كلّى از نظر دور داشت ؟ . آيا اين تذكارهاى پياپى و توصيّه‌هاى اكيد را بايد به خاك نسيان سپرد ؟ آيا معنى وفا كنندهء به عهود و قضا كنندهء ديون كه به عنوان يك صفت روشن و يك علامت اختصاصى براى اميرالمؤمنين در مواقع مختلفه و امّاكن متفاوته و مقامات عديده رسول اللّه الاكْرَم قرار داده است ، بايد حمل بر اداى چند درهم مختصر و وفاى به چند وعده كوچك نمود ؟ اين حمل‌ها همه و همه عنوان سُخريّه و بازى كردن با كلام رسول خدا بلكه با خود رسول خدا بلكه با فرستنده رسول خداست . و علّت اين حمل‌ها همانا تبرئه خلفاى غاصب و برگردانندگان شريعت از محور اصلّى خود مىباشد . اگر اين علماى بزرگ اهل تسنّن خود را حاضر مىنمودند كه نسبت لهو و لعب را به سروران خود و سر رشته‌داران سقيفه دهند ، بهتر بود از آنكه رسول خدا را به چنين كلماتى تَمَسْخُر كنند و عبارات و وصاياى او را دربارهء يگانه فرد الهى و نمونهء طلوع توحيد در مظاهر صفات و اسماء الهى حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين علىّبن‌أبىطالب عليه السّلام به چنين مَحملهاى واهى و سست كه از يك فرد عامى و عادى سر نمىزند حمل بنمايند . اگر نسبت گناه و اشتباه را به رؤساى خود مىدادند بهتر بود از آنكه بالمآل به رسول خدا نسبت دهند . اينان براى آنكه روى جنايات خلفاى غاصب پرده‌اى بكشند و حب جاه و رياست و حكومت آنان را بر رقاب مسلّماًنان به عناوين مختلفى تفسير و تعبير كنند راه مستقيم را منحرف نموده ، و بالنتيجه رسول خدا و اين سلسله از رواياتى را كه احَدى در آن شك ندارد و ولايت اميرالمؤمنين و حكومت ظاهرى و باطنى آن حضرت را بر تمام افراد بشر مانند آفتاب روشن مىكند ، همه را به تأويلات سست و بىمايه‌اى حمل نموده ، ارزش و مقام صاحب رسالت را به