كوچكترين درجه و به پائينترين مرحله سقوط دادهاند .
كدام فردى است كه از سيرهء رسول اكرم و مقامات اميرالمؤمنين به آن حضرت آشنا باشد و بتواند اين روايات را تأويل كند و خلافت ظالمين را حمل بر دلسوزى آنان بر اسلام يا حمل بر اشتباه آنان بنمايد ؟ !
ما از عوام اهل تسنّن توقّعى نداريم . مسكينان مستضعف هر چه به حلقوم آنان بريزند فرو مىبرند و غذاى جان آنان مىشود ، هر مطلبى كه بزرگان آنها به آنها تلقين كنند مىپذيرند و بدان تربيت مىشوند . كلام ما با افرادى است كه به روايات وارده اطلاع دارند .
روى سخن ما با كسانى است كه فضائل و مناقب منحصر به فرد اميرالمؤمنين را در كتابهاى مستقلّ يا لا اقلّ در لابلاى روايات ديگر ذكر كردهاند ، با كسانى است كه به ادَبيّت و عَرَبيّت آشنا هستند و معنى و مراد كلام خدا و رسول خدا را خوب مىفهمند ، ولى با يك نوع زرنگى و تردستى روايات را تحريف معنوى نموده و در تفسير آن راه دور و خطائى را مىپيمايند و روى فكر و عقل خود سرپوش مىگذارند . آنها اميرالمؤمنين را خوب مىشناسند و ليكن آن غريزهء خودخواهى و خود رايى نمىگذارد كه خط بطلان و خيانت را بر كرده اسلاف خود بكشند ، و صراحتا لواداران سقيفه را اهل خيانت و جنايت معرفى كنند .
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
« 1 »
به ولايت آن حضرت انكار ورزيدند در حالى كه يقين داشتند حقّ با آن حضرت بود ليكن از روى ستم و سركشى نفس امّاره حاضر به اعتراف نشدند و در برابر حق فروتنى ننمودند .
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ
« 2 »
آنان مانند اطلاع و معرفتى كه به فرزندان خود دارند از مقام ولايت اميرالمؤمنين اطّلاع داشته و به فضائل و مناقب او معرفت دارند .
عجيب است كه در بسيارى از روايات عامّه ديده مىشود كه خود ابوبكر ، و عمر ، و عثمان ، و معاويه ، و عمرو عاص ، و مُغيرة بن شُعبه ، و ابو عُبَيْدة جَرّاح ، به فضائل آن حضرت معترف و او را از هر جهت سزاوار مقام خلافت مىدانند و خود را غاصب
هامش
( 1 ) سوره نمل : 27 - آيه 14 .
( 2 ) سوره انعام : 6 - آيه 20 .