حيات من و پس از مرگ من . دشمن او دشمن من است ، و به واسطهء ولايت او امّت من مرحومه شدند و مورد لطف و رحمت خدا قرار گرفتند ، و به واسطهء عداوت با او و مخالفت با او مورد دورى و لعن قرار گرفتند .
و علّامهء بحرانى در كتاب « مناقب صغير » خود ، از كتاب « وسيله » كه متعلّق به علّامه شيخ احمد بن فضل بن مُحمّد با كثير مكّى شافعى است از انس بن مالك از رسُول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه قالَ : انَّ خَليلى وَ وَزيرى وَ خَليفَتى وَ خَيْرَ مَنْ اتْرُكُ بَعْدى يَقْضى دَيْنى وَ يُنْجِزُ مَوْعِدى عَلىُّ بْنُ ابى طالِبٍ .
« حضرت رسُول اللّه فرمودند : حقاً كه خليل من و وزير من و جانشين من و بهترين فردى كه من بعد از خود بجا مىگذارم ، آن كسى كه دَيْن مرا ادا كند و وعدهء مرا وفا كند علىّ بن ابى طالب است . »
و در كتاب « على و الوصية » ص 109 از « مناقب » ابن مغازلى شافعى با اسناد خود از نافع غلام عبداللّه بن عمر روايت كرده است
، قالَ : قُلْتُ لِاْبنِ عُمَرَ : مَنْ خَيْرُ النّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللّهِ ؟ قالَ : ما انْتَ وَ ذا ، لا امَّ لَكَ ؟ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ اللّهَ وَ قالَ : خَيْرُهُمْ بَعْدَهُ مَنْ كانَ يَحِلُّ لَهُ ما يَحِلُّ لَهُ ، وَ يَحْرُمُ عَلَيْهِ ما يَحْرُمُ عَلَيْهِ . قُلْتُ : مَنْ هُوَ ؟ قالَ : عَلىُّ بْنُ ابى طالِبٍ ، سَدَّ ابْوابَ الْمَسْجِدِ وَ تَرَكَ بابَ عَلىٍّ وَ قالَ لَهُ : لَكَ فى هذَا الْمَسْجِدِ مالى وَ عَلَيْكَ فيهِ ما عَلَىَّ ، وَ انْتَ وارِثى وَ وَصيّى تَقْضى دَيْنى وَ تُنْجِزُ عِداتى وَ تَقْتُلُ عَلى سُنَّتى ، كَذَبَ مَنْ زَعَمَ انَّهُ يُبْغِضُكَ وَ يُحِبُّنى .
« نافع كه غلام ابن عمر است مىگويد : من به ابن عمر گفتم : بعد از رسُول خدا چه كسى از همهء مردم بهتر است ؟ در پاسخ گفت : اى بىمادر تو را با اين سخن چه كار ؟ و سپس استغفار بجاى آورد ، و گفت : بهترين مردم پس از رسُول خدا آن كس است كه حلالست بر او آنچه كه بر رسُول خدا حلال بوده ، و حرام است بر او آنچه كه بر رسُول خدا حرام بوده است ، گفتم : آن كدام كس است ؟ گفت : آن علىّ بن ابى طالب است ، كه رسُول خدا درهاى همه اصحاب را كه به مسجد باز بود بست و فقط در او را باقى گذارد و به على گفت : بر تو در اين مسجد جايز است هر چه بر من جايز است و حرام است آنچه بر من حرام است ، و تو وارث و وصىّ من هستى ، ديون مرا ادا مىكنى و وعدههاى مرا وفا مىنمائى و بر روش و سنّت من كارزار مىكنى ، دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد تو را دشمن داشته و مرا دوست مىدارد . »
امام شناسى (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٣٩