درس 22 تا 24
بسم اللّه الرحمن الرحيم
و صلّى اللّه على محمّد و آله الطاهرين
و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين
و لا حول و لا قوّهء الا بالله العلى العظيم
قال اللّه الحكيم فى كتابه الكريم :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
« 1 »
از مجموع مباحث گذشته به خوبى روشن شد كه مراد از أُولىالامر در اين آيه مباركه ائمه معصومين سلام اللّه و صلواته عليهم اجمعين هستند و حمل آن بر خصوص خلفاء اربعه بعد از رحلت رسول خدا يا بر امراء سَرايا يا بر علماء جايز نيست چون در تمام اين طبقات عصمت وجود ندارد .
و از تمام مسلمين كسى ادّعاى عصمت در آنها ننموده مگر طائفهء شيعه كه در حقّ اميرالمؤمنين علىّبنأبىطالب عليه السّلام معتقد به عصمت هستند . و سابقاً ذكر شد كه چون آيه بدون قيد و شرط اطاعت آنها را واجب نموده و در رديف اطاعت رسول خدا قرار داده است بنابر اين حتماً آنها بايد معصوم بوده باشند .
و امّا حمل آن بر حكّام و سلاطين نيز جايز نيست چون اگر اطاعت آنها مطلقاً واجب باشد اين مخالف ضرورت دين و آيات صريحهء قرآن مبين است كه اطاعت از مكذّبين و مسرفين و هر گونه گناه و مخالفت امر خدا را حرام مىشمرد ، و اگر به طور مقيّد و در صورت امر به طاعت واجب باشد اين نيز مخالف با اطلاق آيه
هامش
( 1 ) سوره النّساء : 4 - آيه 59 .