و حجّت را به مقدار مختصرى كه پيش آمد بيان كرده و راه گفتار را در آن آزاد گذاشتم . » « 1 »
هامش
( 1 ) ابنابىالحديد در « شرح نهج البلاغه » ج 3 ص 455 الى ص 457 كه اين نامه را نقل كرده و در مقام شرح برآمده گويد كه : من از ابو جعفر نقيب يحيى بن زيد راجع به اين نامه سؤال كردم او گفت حضرت اميرالمؤمنين دو كاغذ در جواب دو كاغذ معاويه نوشتند . كاغذ اول را كه معاويه فرستاد در آن لفظ كالجمل المخشوش نيست بلكه در آن اين الفاظ هست : حسدتَ الخلفاء و بغيت عليهم ، عرفنا ذلك من نظرك الشَّزر و قولك الهجر و تنفّسك الصعداء و ابطائك عن الخلفاء . و اين نامه را به وسيله ابو مسلّم خولانى به حضور اميرالمؤمنين فرستاده است . چون حضرت جواب او را نوشتند نامه ديگرى به وسيله ابو القاسم باهلى فرستاد و در آن اين لفظ كالجمل المخشوش موجود است . ( ابو جعفر نامهء معاويه را بر ابنابىالحديد إملاء كرده و او نوشته است ص 456 ) و حضرت جواب اين نامه را همانطور كه در « نهج البلاغه » ملاحظه مىشود نوشتهاند . ابو جعفر نقيب گويد كه : بسيارى از مردم از دو نامه معاويه اطلاع ندارند و گمان مىكنند كه فقط نامهاى را كه فرستاده است همان نامه اول است و اشتباهاً لفظ كالجمل المخشوش را در آن گذاردهاند و اين اشتباه است . و علامهء امينى در ج 7 ص 78 از « الغدير » در پاورقى مىگويد كه : اين جمله ( كالجمل المخشوش ) را در « العقد الفريد » « ص 285 ، « صبح الاعشى » ج 1 ص 228 ، « شرح ابنابىالحديد » ج 3 ص 407 آوردهاند .