احكام را تفصيل دهى ، مراد از آيات را بيان كنى .
و به عبارت ديگر مىتوان گفت كه بيان خصوصيّات مسائل و احكام نيز وحيى است كه توسّط جبرائيل به غير عنوان قرآن و كتاب خدا بر آن حضرت نازل شده است و معلوم است كه بيان رسول خدا در اين خصوصيّات و تفصيلات جنبهء تشريع را دارد « 1 »
دوم : اطاعت رسول خدا در آراء شخصيّه و اوامر نفسيّه راجع به اجتماع مردم مسلّماًن از آن اوامرى كه وظيفهء والى و حاكم براى برقرارى نظم و اجتماع امّت است و در آنها عنوان تشريع حكم نيست مانند حكومت و بيان وظائف شخصيّهء مسلمين و نصب وُلاة و حكام به ولايات و فرستادن جيوش براى جهاد و نصب قضاة و ائمّه جماعت براى رسيدگى به امور اجتماعى و رفع مرافعات و امور دينى مؤمنين .
قالَ اللّهُ تَعالى :
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ
. « 2 »
« ما قرآن را بر تو فرستاديم براى آنكه در بين مردم به آنچه خدا به تو نشان داده حكم دهى . »
و البتّه اين حكم در امور شخصيّه طبق قوانين قضاء مىباشد . و نيز در تصميمات رسول خدا در مهمّات از امور مانند تجهيز جيوش و نصب امرأى لشكر و ارسال آنها براى جهاد به نقاط دور دست و معاهده با اقوام خارج از اسلام طبق مصالحى كه خود آن حضرت تشخيص مىدادهاند ، تمام مسلمين بايد بدون قيد و شرط مطيع و منقاد آن حضرت باشند گرچه خداوند در مهمّات امور آن حضرت را امر به مشورت با مؤمنين نموده است
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
« 3 » ، لكن با جملهء متّصل فرموده :
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
. « 4 » پيغمبر با مسلمين در عزائم امور مشورت مىنمايد ولى در نتيجه ، طبق اراده و تصميمى كه خود آن حضرت مىگيرد بايد رفتار كند و تمام
هامش
( 1 ) شاهد بر اين معنى روايتى است كه در « شواهد التنزيل » ج 1 ص 149 با سلسله سند متصّل خود از مجاهد روايت كرده است كه : عن مجاهد فى قوله تعالى :يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوايعنى الذين صدقوا بالتوحيد ،أَطِيعُوا اللَّهَيعنى فى فرائضهوَ أَطِيعُوا الرَّسُولَيعنى فى سنتهوَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْقال نزلت فى اميرالمؤمنين حين خلفه رسول اللّه بالمدينة .
( 2 ) سوره النّساء : 4 - آيه 105 .
( 3 ) سوره آل عمران : 3 - آيه 159 .
( 4 ) همان