تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

مناظرهء اصحاب امام صادق عليه السّلام با مرد شامى دربارهء امّامت

و نيز كلينى با اسناد خود از يونس بن يعقوب روايت كند كه گفت : من در نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بودم كه مردى از اهل شام آمد و گفت : من مردى هستم داراى علم فقه و كلام و مسائل عمليّه ، آمده‌ام تا با اصحاب تو مناظره و مباحثه كنم . حضرت فرمودند : آيا تو از پيش خود سخنى مىآورى يا سخنانت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اتّخاذ شده است ؟ گفت : هم از نزد خود سخنانى دارم و هم از نزد رسول خدا سخنانى دارم . حضرت فرمودند : بنابر اين تو شريك رسول خدا هستى ؟ گفت : نه ، حضرت فرمودند : آيا از جانب خدا به تو وحى مىرسد و تو را با خبر مىكند ؟ گفت : نه ، حضرت فرمودند : آيا اطاعت از تو مانند اطاعت از رسول خدا واجب است ؟ گفت : نَه . يونس مىگويد : حضرت رو به من كرده فرمودند : اى يونس بن يعقوب اين مرد قبل از اينكه شروع به مناظره كند خود بر عليه خود اعتراف نمود و بر عليه دعاوى خود اقرار كرد . سپس حضرت فرمودند : اى يونس اگر در فنّ مناظره و كلام دست داشتى چه خوب بود كه با اين مرد به مناظره مىپرداختى . يونس مىگويد : با خود گفتم : وا حَسْرَتاهْ كه من از اين فنّ بىبهره‌ام ، و سپس به آن حضرت عرض كردم : فدايت شوم شنيدم از شما كه ما را از كلام و مجادله منع مىنموديد و مىفرموديد : واى بر متكلّمين كه در بين سخن و مناظره مىگويند : اين درست است آن نادرست ، اين را مىتوان گفت آن را نمىتوان گفت ، اين را تعقّل مىكنيم آن را تعقّل نمىكنيم . حضرت فرمودند : من گفتم واى بر آنان كه اگر در مناظرات خود آنچه را من مىگويم ناديده گرفته و از نزد خود آنچه را مىپسندند در مناظرات بياورند . سپس حضرت فرمودند : برخيز و بيرون برو ببين از متكلّمين كسى را مىيابى با خود بياور . يونس گويد : من حُمْران بن اعْيَن را آوردم و قدرت بر مناظره داشت و احول را ( محمّد بن نعمان كه او را مؤمن الطاق گويند ) آوردم و او نيز قدرت بر مناظره داشت و هشام بن سالم را آوردم و او نيز قدرت بر مناظره داشت و قيس بن ماصر را آوردم و او به نظر من از همهء اينها قدرتش در فنّ مناظره بيشتر بود ، او كلام و مناظره را از حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام آموخته بود . چون همهء اينها آمدند و همه در نزد آن حضرت در خيمه‌اى كه در كنار حرم قبل از اداء حجّ حضرت بر پا مىكردند و چند