شرع حكمى نداده باشد خواه خود او عادل باشد يا ظالم . « 1 »
و امّا صفات و مشخّصاتى كه بايد در خليفه باشد آنكه بايد قُرَشى باشد و بتواند قضاوت كند و در امر جنگ بصير باشد و تدبير جيش و لشكر بتواند بنمايد و سرحدّات را حفظ كند و انتقام از ظالم بكشد و در اقامه حدود رقّت قلب نداشته و در تازيانه زدن و آدم كشتن جزع نكند . و لازم نيست افضل امّت باشد بلكه در صورت مصالحى مىتوان مفضول را به امّامت منصوب نمود و لازم نيست معصوم باشد و نه عالم به غيب باشد ، نه از همه امّت فراستش بيشتر و نه شجاعتر و نه از بنى هاشم بوده باشد . امام از نقطه نظر علم با ساير امّت مساوى است و لازم نيست اعلم باشد و اگر بگويند كه در مسائل ، مردم به كه مراجعه كنند و مجهولات خود را به كه ارجاع دهند ؟ جواب داده مىشود كه امام مسؤول اين امر نيست بلكه مسؤوليّت و عهدهدارى او همان امور اجتماعى ظاهرى است كه ذكر شد .
و جمهور از اهل تسنّن كه به كلام آنها اعتنا مىشود مىگويند : امام به فسق و ظلم و غصب اموال و تازيانههاى بى جا زدن بر مردم بىگناه و آدم كشىهاى بى جا و قتل نفوس محترمه و ضايع نمودن حقوق و تعطيل كردن حدود و ساير محرّمات از خلافت نمىافتد و باز هم خليفه و واجب الاطاعة است و حرام است كسى بر او خروج كند بلكه فقط در صورت امكان بايد او را موعظه نمود . طاعت خليفه در هر صورت واجب است گرچه مال انسان را ببرد و شلّاق و تازيانهء ستم بر انسان بنوازد چون از پيغمبر و از صحابه روايت شده است كه : اسْمَعُوا وَ اطيعُوا وَ لَوْ لِعَبْدٍ اجْدَعَ ، وَ لَوْ لِعَبْدٍ حَبَشِىٍّ ، وَ صَلوُّا وَراءَ كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ . وَ رُوِىَ انَّهُ قالَ : اطِعْهُمْ وَ انْ أَكَلُوا مالَكَ وَ ضَرَبُوا ظَهْرَكَ وَ اطيعُوهُمْ ما اقامُوا الصَّلاةَ . « گوش فرا داريد و اطاعت كنيد گرچه حاكم بر شما غلام لب بريدهاى باشد يا غلامى از سياهان حبشه ، و نماز بخوانيد پشت سر هر مرد صالح و هر مرد فاسق و فاجر ، و روايت شده است كه رسول خدا گفت : اطاعت كن آنها را گرچه مال تو را بخورند و گرچه ترا تازيانه بى جا زنند ، اطاعت كنيد از آنها تا وقتى كه آنها نماز را اقامه مىكنند . »
اينها مطالبى بود كه از ابوبكر باقلانى صاحب كتاب « تمهيد القواعد » كه در اصول طبق آراء اهل سنّت نوشته است نقل كرديم . « 2 »
هامش
( 1 ) « الغدير » ج 7 ص 139 .
( 2 ) همان كتاب ص 136 و 137 .