نموده هر يك از آنها را بنحو غير قابل تأويلى تأويل و با توجيهات باردهء غير وجيهى توجيه مىكنند ،
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
« 1 » « و زمانى كه بدانها گفته شود بيائيد از آنچه خدا نازل نموده و از سيره و عمل پيغمبر پيروى كنيم ( كه دو اصل اصيل براى اعتقاد و عمل است و چيز ديگرى لفّافه ننموده و جزء اصول اعتقادى خود نياوريم ، و از اهواء باطله خوددارى كنيم . ميزان ، حقّ است و بس ، نه عمل صحابه ، ميزان قول خدا و روش رسول خداست ، نه كردار افراد بشرى جايز الخطاء ) در جواب مىگويند براى ما آن روش و طريقهء پدران و بزرگان ما كافى است ( خداوند مىفرمايد ) گرچه پدران آنها ابداً چيزى را ندانند و به راه مستقيم هدايت نشده باشند . ؟ »
بحث شيعه با اهل سنت يك بحث تاريخى نيست
در بعضى از اقوال ديده مىشود و نيز در بعضى از نوشتجات به چشم مىخورد كه بعد از هزار سال چرا ما بايد در اقوال و افعال صحابه نظر كنيم و آنها را مورد عتاب قرار داده و با ميزان اخبار رسول خدا و آيات اندازهگيرى نموده و بعضى را از درجهء صدق و امّانت خارج كنيم ، اين بحثها كه دوران خود را طى نموده به چه درد ما مىخورد آنها خوب يا بد ، حسابشان با خداست ما را بدانها چكار ؟ امروز وقتها كوتاه و اجازهء ورود در مسائل اختلافيّه را نمىدهد . گذشته ، اين بحثها موجب طغيان احساسات و عواطف مذهبى است كه منجر به جدال خواهد شد و و و . . . لكن با اندك توجّه واضح مىشود كه اين ايرادات بىجاست ، چون نظر در سيرهء صحابه از نقطه نظر عيب جوئى نيست تا عواطف را برانگيزد بلكه از نقطه نظر ملاك عمل و تطبيق روش ما بر اساس صحيح است و بس ، هيچ منظور ديگرى نيست ، ما با برادران سنى نشسته و مانند دو برادر بايد در اين مسائل بحث روان و آزاد نموده و از هر گونه تعصب جاهلى خود را بر كنار داريم تا هر يك از حجّتهاى شرعيّه كه ميزان و ملاك عمل ماست واضح شده خداى ناكرده ساليان دراز ، عمرها ، قرنها عمل خود را بر اساس غير صحيح و غير اسلامى قرار ندهيم . اگر ما صحابه را نشناسيم و روش آنها را ندانيم و ميزان معرفت و ايمان آنها را نشناسيم و بدون توجّه ساليان متمادى عمل خود را طبق عمل و سيرهء آنها قرار دهيم ، و به فعل آنها در امور خود احتجاج كنيم آيا
هامش
( 1 ) سوره مائده : 5 - آيه 104 .