تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
از آثار آنها تبعيّت خواهيم نمود . » عيناً همان پاسخ مردمان جاهليّت است در مقابل براهين ساطعه و آيات باهرة حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه چون آيات خدا را بر آنان مىخواند و از راه عقل و فطرت تمام طرق شرك را بر آنها مسدود نموده آنان را به پرستش خداوند يگانه ملزم و از نقطه نظر استدلال و برهان مبيّن مىساخت ، مىگفتند :
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
« 1 » « چون ما نياكان خود را بر اين راه و روش يافتيم لذا در راه و روش آنها رفته و از آثار و رويّهء آنها تجاوز نمىكنيم . » و چون به آنان گفته مىشد بيائيد تا از احكام خدا پيروى كنيم در جواب مىگفتند كه : از سنّت قومى و رويّهء پدران دست بر نمىداريم .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ .
« 2 » خداوند در پاسخ آنها مىفرمايد : « اگرچه پدرانشان هيچگاه فكر نكنند و قادر بر تعقّل هيچ چيز نباشند و راه را نيافته باشند ؟ » ما نيز به اهل سنّت مىگوئيم آيا ميزان ، دين و اصول تعاليم كتاب خدا و سنت رسول خداست ؟ يا آنكه عمل صحابه نيز در قبال آنها حجّيّت دارد ؟ اگر فقط حجّت كتاب خدا قرآن و سيرهء رسول اللّه است ديگر نبايد عمل صحابه را با آن ضميمه نمود و آن را نيز از اصول و مدارك اعتقاد و عمل به حساب آورد ، بلكه بايد با كتاب خدا و سنّت رسول خدا اعمال آنها را بررسى نموده نيك را نيك و زشت را زشت قرار داد ، و امّا اگر عمل صحابه را با كتاب خدا و سيرهء رسول خدا مجموعاً دليل براى اعتقاد و عمل قرار دهيم در آن حال دين جديدى پيدا شده كه نتيجه عمل صحابه و عمل رسول خدا است . و البتّه اين دين ، دين آسمانى نخواهد بود چون طبعاً به واسطهء حجّيّت عمل صحابه بايد بعضى از سنّت رسول خدا يا بعضى از آيات خدا را كنار گذاشت ، و در مقام تعارض از آنهاست برداشت . فلذا نتيجهً عمل صحابه ملاك عمل واقع مىشود اين كجا و اسلام كجا ؟ سنّىها نيز پاسخ مردمان جاهلى را داده و همان دليل تبعيّت از نياكان و صحابه رسول خدا را ملاك عمل نموده و از آيات صريحه قرآن و اخبار متضافر و متواترى كه دربارهء وصايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السّلام است رفع يد
هامش
( 1 ) سوره زخرف : 43 - 22 . ( 2 ) سوره بقره : 2 - 170 .