از آنچه گفته شد بدست آمد كه رسيدن ضرر ، بيشتر انسان را به خضوع نسبت به ربّ و عبادت او بر مىانگيزاند تا بدست آوردن منفعت . و از اين لحاظ است كه خداى سبحانه در كلامش ضرر را بر نفع مقدّم داشته است :
ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
. و همچنين در سائر مواردى كه أمثال اين مورد مىباشد ؛ مانند اين آيه مباركه :
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً .
« 1 »
« و مشركين براى خودشان از غير خدا ، خدايانى را اتّخاذ نمودهاند كه آنان چيزى را نمىآفرينند ؛ درحالىكه خودشان آفريده شده مىباشند . و براى خودشان مالك هيچ ضررى و نفعى نيستند ، و صاحب اختيار مرگ و زندگى و برانگيختگى روز بازپسين نمىباشند . »
و رابعاً مجموع آيه :
أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
- تا آخر آن ، حجّتى مىباشد بر لزوم حصر عبادت در الله سبحانه بدون شريك قرار دادن غير را با وى .
و اين حجّت به دو حجّت منحلّ مىگردد ؛ و ملخّص آن دو اين مىباشد كه اتّخاذ إله و عبادت ربّ فقط براى غرض دفع ضرر و جلب نفع است . بنابراين لازم و حتم است كه الهِ معبود خودش مالك و صاحب قدرت در اين امور بوده باشد ؛ و جائز نيست عبادت كسى را كه مالك و صاحب اختيار چيزى نيست .
خداوند سبحانه فقط سميع است و مجيب ، و عليم است به كُنه حاجت بدون جهلى كه بر وى طارى شود ؛ و غير خدا اينچنين نمىباشند . پس واجب است عبادت وى بدون شريك قرار دادن غير او را با او . »
و در تفسير آيه :
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ
هامش
( 1 ) - آيه 3 ، از سورهء 25 : الفرقان