نفوس انسانى و جنّيان و نفوس نباتات و جمادات و بطور كلّى همهء عالم آفرينش ، به معنى ظهور است و تجلّى در قالبهاى مختلفهء مادّيّه و روحانيّه ؛ عالم همه آينه است و آيه . چون حضرت مبدأ اوّل در آنها تجلّى كند خدا را به قدر سعه و ظرفيّت خود نشان مىدهند .
بنابراين ، اگر فرضاً به قدر مختصرى ما در موجودى از موجودات اثرى قائل شويم كه جدا از هستى و اثر و فعل و وصف حضرت حقّ تعالى بوده باشد ، به همان مقدار خدا را زاينده و آن موجود را زائيدهگشتهء وى دانستهايم ، و كريمهء لَمْ يَلِدْ آن را نفى مىكند .
در سه آيه قبل از همين آيه مورد بحث ، خداوند مىفرمايد :
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ
.
« بگو : اگر براى خداوند رحمن زائيده شده و متولّدى وجود داشته باشد ، من اوّلين كس مىباشم كه به اين حقيقت سر تسليم فرود آورده و در مقام كرنش و نيايش و پرستش وى قيام مىكنم ! »
سپس مىفرمايد :
سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
.
« پاك است و منزّه و مقدّس پروردگار و آفريدگار آسمانها و زمين ، آفريدگار و پروردگار عرش و كاخ هستى و عالم مشيّت و اراده و تخت فرماندهى وى ( كه برتر از كرسى است و كرسى او به قدر آسمانها و زمين گسترش دارد ) ، از اينگونه وصفهائى كه مىكنند ( و وى را به صفت تولّد فرزند مىستايند ) . »
و پس از آن مىفرمايد :
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
« پس تو اى پيامبر ! ايشان را يله و واگذار تا در اباطيل فروروند و به بازيچهها سرگرم باشند ؛ تا اينكه ديدار كنند آن روزشان را كه به آن بيم و ترس