لَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا تُدْرِكُهُ الْحَوَاسُّ . « 1 »
« پرسندهاى از وى پرسيد : اى أمير المؤمنين ! تو مرا خبر بده از خداى تعالى ؛ آيا او را ديدهاى در هنگامى كه او را عبادت نمودهاى ؟ !
حضرت فرمود : من آنچنان نمىباشم كه عبادت كنم كسى را كه نديده باشم !
پرسنده گفت : پس در وقتى كه او را ديدهاى به چه كيفيّت ديدهاى ؟ !
حضرت فرمود : اى واى بر تو ! او را چشمها با مشاهدهء ديدگان نمىبيند ؛ و ليكن او را دلها به حقائق ايمان مىبينند . وى با دلالتها شناخته شده است ، و با علامتها و نشانهها توصيف گرديده است . با مردم مقايسه نمىشود و حواسّ ظاهريّه وى را در نمىيابند و ادراك نمىكنند ! »
جواب امام باقر عليه السلام از سؤال مرد خارجى : « آيا خدا را ديدهاى ؟ ! »
كلينى همين مضمون را با سند متّصل خود از سِنان روايت كرده است كه وى گفت : من در محضر مبارك حضرت أبو جعفرٍ الباقر عليه السّلام بودم كه مردى از خوارج بر وى وارد شد و به حضرت گفت : اى أبو جعفر ! أَىَّ شَىْء تَعْبُدُ ؟ ! « چه چيز را پرستش مىنمائى ؟ ! »
هامش
( 1 ) « مستدرك نهج البلاغة » منشورات مكتبة الاندلس - بيروت ، ص 157 ، باب سوّم ؛ و عبد العلىّ كارنگ در كتاب « اثبات وجود خدا » در تعليقهء ص 5 در ضمن ترجمهء مقالهء : آيا جهان آفريدگارى دارد ؟ بقلم دكتر دمرداش عبد المجيد سرحان ، متخصّص علوم تربيتى ؛ از آن استناد و استشهاد جسته است .
در « مفاتيح الإعجاز » شرح « گلشن راز » طبع انتشارات محمودى ، ص 57 بدين عبارت ذكر نموده است : ذِعلَب يمانى از حضرت علىّ مرتضى عليه السّلام سؤال كرد كه : أ فَرَأيْتَ رَبَّكَ ؟ ! جواب فرمود كه : أ فَأعْبُدُ ما لا أرَى ؟ باز مىفرمايد كه : رَأَيْتُهُ فَعَرَفْتُهُ فَعَبَدْتُهُ ؛ لَمْ أعْبُدْ رَبّاً لَمْ أرَهُ !
فَمَن كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحًا وَ لَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً . » ( آيه آخر ، از سورهء 18 : الكهف )