معارف توحيد ؛ همچون وحدانيّت او تعالى و علمش و قدرتش ، و منتهى گشتن خلائق به سوى وى ، و عجائب سنّتهاى او در عالم خلقت ، و رجوع جميع مخلوقات به نزد او با معيّت و همراهى اعمالشان كه بدان جزا و پاداش مىشوند ؛ خوب باشد يا شرّ ، تمام اين حقائق مطالب و مسائلى است كه آيات آسمانى و زمينى بر آن دلالت دارند ؛ و عقل سليم ، انسان را بدان رهنمون مىگردد .
بنابراين آن امور معانى حقّهاى هستند ، و نمىتواند بر مثل آنها دلالت نمايد مگر گفتارى كه از حكيم شرف صدور يافته است ؛ نه سحر و جادوى رنگآميزى شده و درهم آميختهگشتهء به باطل . »
تفسير علّامه دربارهء آيه : ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ
و در تفسير آيه سوّم :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
.
« حقّاً و حقيقةً پروردگار شما الله مىباشد . آنكه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد ؛ سپس بر عرش خود ( عالم مشيّت و اراده ) استيلا و استقرار يافت . تدبير امر بدست اوست . احدى را توان شفاعت نمىباشد مگر پس از اذن و اجازهء او . ( اى مردمان ) آنست الله كه آفريدگار و پروردگار شما است ! بنابراين او را بپرستيد ! آيا شما متذكّر نمىگرديد ؟ ! »
فرمودهاند :
از آنجائى كه در آيه سابقه شگفتشان از نزول وحى كه عبارت است از : نزول قرآن بر پيغمبر صلّى الله عليه و آله ، و تكذيبشان پيامبر را به رَمى به سحر و جادو ذكر شد ، خداوند شروع فرمود در بيان آنچه را كه تكذيب نمودهاند از دو جهت ؛ يعنى از جهت آنكه آنچه از معارفى را كه قرآن بر آن مشتمل است تكذيب كردهاند ، حقّ است بدون شكّ و ترديد . و از جهت آنكه قرآنى را كه به سحر و جادو منتسب دانستهاند ، كتاب الهى مىباشد كه حقّ است و بههيچوجه