نمىخورد ؛ قرآنى ديگر بياور و يا اين آيات را از آن بردار و تغيير بده ! و گاهى چنان در غفلت اوهام فرومىروند و اين حيات دنيوى را اصل و اصيل مىپندارند و بدان تكيه مىزنند ، تا ناگهان مرگ گريبانشان را درگيرد و در ازاى مكتسبات خود در آتش مخلّد گردند ؛ و گاهى آنقدر سرگشته و متحيّرانه در روى زمين گام بر مىدارند ، و دنبال منافع جزئى و اعتبارى مىروند ، و در غفلت و جهالت غوطه مىخورند ، كه اگر بنا بشود به نتيجهء اعمالشان سريعاً و اصل شوند همگى مىميرند و عذاب الهى بدون درنگ گريبانشان را گرفته و دستخوش دمار و هلاك مىسازد .
و اتّفاقاً اين حالات نه تنها براى آنها بعضاً تحقّق مىپذيرد ؛ بلكه همه با هم توأم شده و اين الفاظ و تعبير « گاهى » درهم فرورفته و مجتمعاً به سراغشان روى آور شده است
تفسير علّامهء طباطبائى ( قدّه ) دربارهء آيات ثلاثهء « لقاء الله » در سورهء يونس
حضرت استادنا الاعظم علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه در بيان خود در تفسير اين آيات ، كه در به دو سورهء يونس وارد است ، فرمودهاند :
« اين سوره بهطورىكه از آياتش ظاهر مىگردد ، از سورههاى مكّيّه مىباشد ، كه در اوائل بعثت نازل شده است ؛ و همانطور كه از آيات كريمهء آن پيداست دفعةً واحدةً فرود آمده است به جهت اتّصالى كه در آياتش مشهود است . . .
و منظور و غرض از سوره ، يعنى همان سببى كه سوره بدان جهت نازل شده است ، تأكيد كلام در توحيد حقّ تعالى است از طريق انذار و تبشير . گويا فرود آمده است به دنبال انكار مشركين وحىِ نازلِ بر پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله را ، و نامگذارى ايشان قرآن را به سحر و جادو .
خداوند سبحانه گفتارشان را ردّ نمود ، بدين بيان كه : قرآن كتابى است آسمانى نازل به علم خداوندى . و آنچه را كه قرآن بر آن محتوى مىباشد از