14 - شايد از ناحيه شما با يك نظر ، عطف توجّهى شود ! زيرا تحقيقاً رسولان و وسائط ميان من و شما خسته شدهاند !
15 - شما هميشه محبوبان من هستيد ، خواه روزگار نيكى كند خواه بدى ! بنابراين شما همانطور باشيد كه مىخواهيد ؛ من همان دوست باوفاى قديمى مىباشم !
16 - زمانى كه حظّ و بهره من از شما دورى از شما باشد ، و آن دورى طرد نباشد ؛ پس آن دورى در نزد من وصل مىباشد !
17 - و بريدن و منع نمودن از شما چيزى نيست مگر مودّت درصورتىكه از روى بغض نباشد ؛ و غير از اعراض شما از من ، مشكلترين چيزها براى من آسان مىباشد !
18 - و عذاب كردن شما در نزد من گواراست ؛ و جور و ستم شما بر من كه بر اساس سنّت عشق و محبّت روا مىداريد ، عين عدل و داد مىباشد !
19 - و شكيبائى من از فراق شما تلخ است ، و امّا شكيبائى من بر اساس خواستههاى شما و در راه مقاصد شما ، پيوسته مرارت و تلخىاش شيرين مىباشد !
لاميّه ابن فارض ، شرح عظيمى در آثار عشق خدا بيان مىكند
أخَذْتُمْ فُؤادى وَ هْوَ بَعْضى فَما الَّذى * يَضُرُّكُم لَوْ كانَ عِنْدَكُمُ الْكُلُّ ( 20 )
نَأَيْتُمْ فَغَيْرَ الدَّمْعِ لَمْ أرَ وافياً * سِوَى زَفْرَةٍ مِنْ حَرِّ نارِ الْجَوَى تَغْلو ( 21 )
فَسُهْدِىَ حَىٌّ فى جُفونى مُخَلَّدٌ * وَ نَوْمى بِها مَيتٌ وَ دَمْعى لَهُ غُسْلُ ( 22 )
هَوًى طَلَّ ما بَيْنَ الطُّلولِ دَمى فَمِنْ * جُفونى جَرَى بِالسَّفْحِ مِنْ سَفْحِهِ وَبْل ( 23 )