تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مَحَبَّةً وَ عَزْماً ! « بار خداوندا ! تو حقيقةً مىدانى كه : اگرچه طاعتى صحيح كه بطور فعلى جزم بخواهم به تو تحويل دهم در من بطور مدام و مستمرّ موجود نمىباشد ، امّا تحقيقاً محبّت من به تو ، و عزم و اراده و تصميم گيرى من در زيارت و ديدار تو بطور استمرارى در من وجود دارد ! » 17 - إلَهى كَيْفَ أعْزِمُ وَ أنْتَ الْقاهِرُ ؟ ! وَ كَيْفَ لا أعْزِمُ وَ أنْتَ الآمِرُ ؟ ! « بار خداوندا ! من چگونه مىتوانم تصميم به عمل و فعلى كه مورد رضايت و خوشنودى تست بگيرم درحالىكه صفت قاهريّت تو آن را درهم مىكوبد و به خاك فنا مىسپارد ؟ ! و چگونه مىتوانم تصميم به چنين فعلى نگيرم درحالىكه صفت آمريّت تو مرا به سوى آن سوق مىدهد و به إتيان آن مىكشاند ؟ ! ( چون عَرَفْتُ اللَّهَ بِنَقْضِ الْعَزَائِمِ . تبديل و تبدّل در حالات از امورى است شگفت‌انگيز و بهت‌آور و از اسرار عجيبهء مخفيّه است كه هيچ‌كس را جز ذات اقدس حقّ متعال بدان راه نمىباشد . ) » 18 - إلَهى تَرَدُّدى إلَيْكَ فى الآثارِ ، يوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ ؛ فَاجْمَعْنى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ توصِلُنى إلَيْكَ ! « بار خداوندا ! رفت و آمد كردن و تردّد نمودن من بسوى تو در آثار ، موجب گشت تا ديدار و لقاء از حضرتت به زمان دور و دراز افكنده گردد ؛ بنابراين من از تو تقاضامند مىباشم تا با وظيفه و خدمتى كه مرا به تو برساند ، افكار و نفس مرا در خودت و براى خودت جمع كنى ! و هر گونه تفرّق و تشتّتِ لازمه سير در آثار را به جمعيّت وجود و زيارت ذات اقدست مبدّل سازى ! » 19 - إلَهى كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فى وُجودِهِ مُفْتَقِرٌ إلَيْكَ - تا آخر . 20 - إلَهى عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها قَريباً رَقِيباً - تا آخر . ( تفسير اين دو فقره در ابتدا آمد . )