3 - به همان گونه كه آيات به ميانجيگرى قسم در بيشتر موارد به بيان حسن تدبير و سلامت ساختمان در آفرينش مىپردازد ، و در نتيجه دليلى بر هدفدارى زندگى است ، اين حقيقت كه دريافت آن براى انسان لازم است تا بتواند انديشه و رفتار خود را بر وفق آن تنظيم كند ، آيا اين امر عقلانى به نظر مىرسد كه مفردات زندگى ( كوه و كتاب و پوستى كه بر آن نوشته مىشود و خانهء عبادت و آسمان و دريا ) همه داراى هدف و حكمتى باشند جز انسان كه بايد به لهو و بازى بپردازد ؟ ! هرگز . . . او نيز براى هدفى آفريده شده و ناگزير بايد آن را بشناسد و براى تحقق بخشيدن به آن تلاش كند ، و اگر چنين نكند خوراك آتش جهنم و گرفتار انواع عذاب مىشود كه از آنها راه گريزى ندارد .
وَ الطُّورِ
« قسم به كوه . » در لغت طور به معنى كوه است ، ولى برجستهترين و بزرگترين كوهها كه اين سوگند به نام آن ياد شده طور سيناء است ، كه به موسى ( ع ) در آنجا وحى پروردگارش رسيد ، و در آن هنگام كه بنى اسراييل نسبت به فرستادهء خدا عصيان و نافرمانى كرد ، خدا آن را حركت داد و بر بالاى سر ايشان قرارش داد ، و چنين است كوههاى مكّه كه پيامبر ما محمّد ( ص ) در غار حراء قرار گرفتهء در آنها نخستين بار وحى الاهى را شنيد ، و بنا بر اين يادآورى از طور مؤمنان را متوجه آيات و نواحى فراوانى از داستان رسالت بزرگ الاهى مىسازد و آن را به يادشان مىآورد . . . و به همين جهت است كه ذكر آن مقارن با ذكر كتابى است كه / 95 در نواحى مختلف آن نازل ، و پروردگارمان همراه با سوگند به طور به آن نيز سوگند ياد كرده و گفته است :
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ
« و سوگند به نامه و كتاب نوشته شده . » اين ملازمت طور و كتاب مسطور را در دعاى فاطمه به نقل از پدرش ( صلوات اللَّه عليهما و آلهما ) نيز مىيابيم : « الحمد للَّه الذي خلق النور ، و أنزل النّور على الطور في كتاب مسطور ، في رقّ منشور ، به قدر مقدور ، على نبيّ محبور » . « 5 »
هامش
( 5 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 136 .